حضرت ولی عصر (عج) از گناه نفرت دارد و ما باید به گونهای باشیم که اگر هم زمینه گناه پیش آمد ، به احترام آن حضرت گناه نکنیم.
برخی که خودشان را به دیدن بعضی از عکسها ، فیلمها ، سیدیها و ... عادت میدهند ، با دست خود از دیدن جمال آن امام محروم میشوند. جوانی که به مجلس امام حسین (علیه السلام) میآید و با اشک چشم ، این پلیدیها را میشوید ، نباید دیگر بار به گناه رو کند !
از علمای اصفهان ، مرحوم آیتالله صافی(ره) بودند که حال معنوی و خوشی داشتند. در اواخر عمر و قبل از اینکه به رحمت خدا بروند ، دیداری هم با آقا داشتند. روزگاری در حال ساخت خانه بودم ، از او پرسیدند:
خانه ما چگونه باشد خوب است؟ فرمودند:
خانه را به گونهای بسازید که اگر امام زمان (عجاللهتعالیفرجهالشریف) آمدند از اینجا رد شوند و خسته بودند ، نگویند در این خانه جای من نیست؛ بگویند در میزنیم ، یک ساعت استراحت میکنیم و میرویم. در خانهات را به روی آقا مبند!
چرا با دل خود کاری میکنیم که دیگر جای آن حضرت نباشد؟ چرا با چشمان خود کاری میکنیم که او را نبیند؟ مگر نه اینکه هر چه هست به دست خودمان است؟
«علی بن مهزیار» انسان شگفتآوری است. بیست سفر به حج رفته بود تا آن حضرت را ببیند؛ به حج رفتن در قدیم به آسانی حالا نبود. اکنون هم بیست سفر به مکه رفتن برای دیدن آن حضرت آسان نیست. برخی از ما حتی همت نمیکنیم تا به جمکران برویم. اگر به شما بگویم ، دیروز به خدمت مقام معظم رهبری شرفیاب شدم ، فوری خواهید پرسید: ایشان به شما چه گفتند؟
بعضی از تشرفها ممکن است به محضر حضرت ولی عصر (عج) نباشد؛ بلکه تشرف به نزد فرستاده او باشد. برخی از دیدارها هم مکاشفه است. اگر اصول تشرفها را بدانیم، همین که میشنویم، در مییابیم که چه نوع تشرفی بوده است.
علی بن مهزیار، نخست سفیر امام را میبیند؛ جوانی زیبا؛ به علی بن مهزیار میگوید:
دنبال کسی میگردی؟
میگوید:
به دنبال امام محجوب هستم؛ امامی که پشت پرده است.
امام محجوب نیست. ماییم که محجوبیم. برخی از اهل سنت معتقدند که شیعه میگوید حضرت ولی عصر(عجاللهتعالیفرجهالشریف) داخل چاه رفتهاند و غایب هستند ! ولی ما این گفته را قبول نداریم. حضرت به کدام چاه رفتهاند؟ در واقع ما در چاه هستیم و امیدواریم او ما را از چاه نفس به در آورد. اشعاری مثل اینکه: «یوسف زهرا از چاه درآ» و ... اشتباه است؛ چنان که آمده است: (ای خدا) تو از مخلوقاتت محجوب (در پرده) نمیشوی بلکه این اعمال آنهاست که باعث محبوب شدنشان از تو میشود.
علی بن مهزیار میگوید که وقتی خدمت حضرت ولی عصر (عج) رسیدم ، سلام کردم و نخستین سخن آن حضرت به من این بود:
یا أبالحسن، قد کنّا نتوقّعک لیلاً و نهاراً؛3 ای ابا الحسن ما شب و روز منتظر دیدارت بودیم.
شگفتا ! علی بن مهزیار پس از بیست سفر حج به عشق زیارت مولایش ، هماکنون خود را بدهکار او میبیند. او در پاسخ میگوید :
آقا ! من نمیدانستم شما کجایید.
و آن حضرت میفرمایند:
واقعاً نمیدانستی ما کجاییم؟ جای ما برای شما معلوم نیست؟
همه ما میدانیم آن حضرت در کجاست؛ امّا باز به جای دیگر میرویم. آن حضرت را بارها در حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام) و مسجد جمکران دیدهاند. آن حضرت در مسجد امام حسن (علیهالسلام) قم ، عدهای از خوبان را دعوت کردند و با آنها نماز ظهر خواندند. آن حضرت در حرم امام هشتم (علیهالسلام) رفت و آمد دارند. پر واضح است که جای حضرت ولی عصر (عجاللهتعالیفرجهالشریف) پشت صندلی اینترنت که فیلمها و عکسهای زشت در آن پیداست ، نیست. ما خود میدانیم که وقتی تندخو میشویم و بدخلقی میکنیم ، حتماً دیدارمان با حضرت ولی عصر (عجاللهتعالیفرجهالشریف) به تأخیر میافتد. آن حضرت در نماز ظهر به عدهای از بازاریان قم فرمودند:
عدهای از بازاریها به دنبال این هستند که نقاط ضعف شیعه ما را پیدا کنند و آنها را در معاملات فریب دهند و حقشان را بخورند.
چرا بعضی در بازار منتظرند یک انسان ناشی پیدا شود و او را فریب دهند؟ شاید حضرت مهدی (علیهالسلام) این شخص را دوست داشته باشد.
شخصی میگفت: «من تصمیم گرفتم هر جمعه دعای ندبه بخوانم همان هفته اول در خواب دیدم منادی ندا میدهد که من با تو ارتباط قلبی برقرار کردم». اگر گناه نکنیم ، ارتباط برقرار میشود. گناه، هرچند به ظاهر خوشی و شیرینی به همراه دارد ، بسیار تلخ است؛ چون انسان را از کسی که دست او را میگیرد و به خدا میرساند ، جدا میکند. فرمودهاند که «ملائکه به خانهای که بت یا سگ باشد ، نمیآیند».
پس باید مطمئن باشیم که حضرت ولی عصر (عجاللهتعالیفرجهالشریف) هم نمیآیند ... !!!
میلاد دردانه حضرت زهرا (س) ، یگانه منجی عالم بشریت ، حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر تمام عاشقان و منتظرانش مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ما عادت کردهايم که حضرت مهدی (عج) را به آيندههای دور حواله دهيم و فقط هرگاه که خواستيم درباره پايان دنيا فکر کنيم يا در مورد آن حرف بزنيم ، ذکر خيری از ايشان هم داشته باشيم. همانگونه که عادت کردهايم دين و خدا و پيغمبر را در گذشته بايگانی کنيم و هر وقت دلمان گرفت و ياد گذشتهها و خاطرات کرديم ، غباری هم از قران و روايت و سنت بگيريم و عرض ارادتی بکنيم. جالب آنکه ما نه تنها سهمی از وضعيت حال و امروز خود براي دين و خدا و پيغمبر و حضرت مهدی (عج) قرار نمیدهيم که مواظب هستيم اين عناصر ارزشمند ، هيچ وقت وارد زندگی امروز ما نشوند !
هر وقت صحبت از دين و پيغمبر ميشود ، ما فوراً با ژست روشنفکرانهای بلندگو بهدست میگيريم که بله ! البته اين مسايل مربوط به هزار و چهارصد سال پيش است و حال آنکه امروزه انسان پيشرفت بسياری کرده و همهچيز عوض شده است و بايد ديد در عصر اتم و فضا و اينترنت و ماهواره و حقوقبشر دنيا دست کيست و بايد چگونه زندگی کرد !
هنگامي که يکنفر صحبت حضرت مهدی (عج) را پيش بکشد ، دوباره اين ما هستيم که با قيافهای حقبهجانب و دلسوزانه به آرامي سخن آغاز ميکنيم که بله ! البته اين مسايل مربوط به آينده است و حالآنکه هيچکس از آينده خبر ندارد و معلوم نيست در آن زمان چه اتفاقاتي رخ بدهد و اصلاً دنيا چه شکلي بشود و بايد حرف فردا را به فردا واگذاشت و به امروز چسبيد و هواي همين کسب و کار و تحصيل و ازدواج و زن و زندگي و آداب معاشرت و همسايگي را داشت تا ببينيم چه ميشود و خدا چه میخواهد !
چه خوب میشد اگر حقيقت همينگونه بود و دين و خدا و پيغمبر متعلق به هزار و چهارصدسال پيش بود و حضرت مهدی (عج) هم برای آدمها و نسلهای بعدی بود و اينها هيچکدام به ما مربوط نبود. چه خوب میشد اگر ما میتوانستيم صرفاً با شعاردادن و تظاهرکردن ديندار باشيم و با يک دعاي ندبه رفتن بر سر حضرت مهدی (عج) منت گذاشته و هفته ديگری را با اعتمادبهنفس آغاز کنيم. چه خوب میشد اگر نيازی نبود برای نزديکترشدن به حضرت مهدی (عج) در زندگی فردی و اجتماعی خودمان تغيير و تحولی ايجاد کنيم. چه خوب میشد اگر ما میتوانستيم به همين راحتی سروته قضيه را به هم بپيچيم و پرونده حضرت مهدی (عج) را مختومه اعلام کرده و محترمانه او را از زندگی امروزمان بيرون کنيم.
مسئله کاملاً جدی است؛ ميان ما و حضرت مهدی (عج) که اکنون در غيبت به سر میبرد چه رابطهای وجود دارد؟ زندگي امروز ما بدون ظهور او چه چيزي کم دارد؟ رزق و روزيمان نمیرسد؟ ماشينهایمان راه نمیروند؟ بچههایمان بزرگ نمیشوند؟ واقعاً چه نيازی وجود دارد که بايد برای برطرف کردن آن به حضرت مهدی (عج) روي آورد؟ مگر زندگی ما چه کم دارد که برای بهدستآوردن آن بايد سراغ حضرت مهدی (عج) را گرفت و اساساً چرا یا بايد از حضرت مهدی (عج) گفتوگو کنيم؟
میتوان آدمها را به سه دسته تقسيم کرد.
گروه نخست کسانی هستند که به حضرت مهدی (عج) اعتقادی ندارند. اين آدمها ممکن است از اساس حضرت مهدی (عج) را نشناسند و بهطور طبيعی نسبت به او بیاعتقاد باشند ، مانند کسی که در قطبشمال و درميان اقوام ستارهپرست زندگی ميکند و تاکنون از جغرافيا و فرهنگ قوم خود خارج نشده است. البته عکس اين حالت هم ممکن است و ميتوان تصور کرد فردی با وجود شناخت حضرت مهدی (عج) برای بیاعتقادی خود استدلالهايی فراهم آورده باشد ، مثل کسی که در خاورميانه و در ميان مسلمانان زندگی میکند و مطالعه چند کتاب او را به اين نتيجه رسانده که اعتقاد به حضرت مهدی (عج) نمیتواند درست باشد.
گروه دوم کسانی هستند که به بهترين شکل ممکن به حضرت مهدی (عج) اعتقاد دارند. اعتقاد اين گروه از آدمها میتواند عاميانه اما صحيح باشد مثل پيرمرد کاسبی که اگرچه اهل علم و درس نيست و زياد نميداند اما متناسب با ظرفيت خود به بصيرتی دست يافته که باعث شده اعتقاد او به حضرت مهدی (عج) مطابق با حقيقت باشد. همچنين ممکن است اعتقاد بعضي از اين آدمها برخاسته از علمآموزی مستمر و بينشي عميق باشد مانند شيخ مفيد که سالها در پی علم روانه ميشود و توفيق مييابد که علم ارزشمند خود را در عمل پياده کند و مورد توجه حضرت مهدی (عج) قرار گيرد.
گروه سوم کسانی هستند که در گروه اول و دوم نمیگنجند. اين دسته از آدمها اگرچه بهطورکلی به حضرت مهدی (عج) اعتقاد دارند اما غالباً سعی نمیکنند که اين اعتقاد خود را در معرض آزمون قرار داده و نسبت به آن بصيرت پيدا کنند. در واقع اين گروه از انسانها بهشکلی با حضرت مهدی (عج) آشنا شدهاند و با پذيرفتن اين ايده خود را از گروه اول جدا کردهاند اما به قول معروف اعتقادشان يکخط در ميان است و فقط میتوانند چيزهايی را که همه مردم درباره اين ايده و اين شخصيت میگويند ، بازگو کنند.
گفتگو درباره حضرت مهدی (عج) ، حداقل برای دسته اول و دوم فايده چندانی در پی نخواهد داشت. آدمهای گروه اول از بيخ و بن منکر قضيه هستند و از آنجا که هنوز اصل مسئله برای ايشان به اثبات نرسيده ، صحبت از کموکيف اعتقاد به حضرت مهدی (عج) ثمرهاي برای آنها نخواهد داشت. آدمهای گروه دوم هم که به مقصد رسيدهاند و از آنجا که خود بايد در اين راه آموزگاری کنند، نيازی به سخنرانی و راهنمايی ندارند. با اين اوصاف ، ضرورت گفتگو از چرايی و چگونگی اعتقاد به حضرت مهدی (عج) تنها براي گروه دوم باقی میماند و فقط ايشان هستند که میبايد برای رهايی از تناقض ، توهم و سرگشتگی خود فکر بریدارند و چارهای بجويند.
در واقع ما بايد تکليف خودمان را روشن کنيم؛ يا به حضرت مهدی (عج) اعتقاد داريم و يا نداريم و اگر داريم ، يا اين اعتقاد آگاهانه و بصيرانه است و درباره آن به اندازه کافی فکر شده و يا اينطور نيست. در صورتی که اعتقاد ما به حضرت مهدی (عج) هنوز در حد همان داستانهای کودکانه و گفتارهاي عاميانه است و يا اينکه احساس ميکنيم آنچنان که بايد درباره اين اعتقاد فکر نکردهايم ، حلشدن اين مسئله که ما چرا درباره حضرت مهدی (عج) فکر ميکنيم و اساساً درباره او چه فکر ميکنيم ضروری است.
وقتی اين ضرورت درک شود ، ديگر لازم نيست که حضرت مهدی (عج) را تنها در آينده جستجو کنيم. در آن هنگام ، اعتقاد به حضرت مهدی (عج) به کار ما میآيد ، چرا که گذشته را توضيح میدهد ، آينده را روشن میکند و برای زندگی امروز ما راهحل میدهد.
اللهم عجل لولیک الفرج ...
کجاست آن یار سفر کرده ، آن مسافر غریب ، در کدامین سرزمین منزل دارد و در کدام دیار مأوا ؟
کجاست او که واسطه فیض است و حبل المتین ، فرزند فاطمه (سلام الله علیها) است و از سلاله پاک حسین (علیهالسلام) ؟
کجاست ابر مرد تاریخ ، آن یگانه دوران و منجی نسل انسان ؟
دیر زمانی است که چشم در راهیم و به انتظار مقدمش ثانیه شمار لحظهها.
پس چرا نمیآید ؟
چرا نسیم وصال نمیوزد و فصل خزان نمیرود ؟ چرا فرقت و هجران رخت بر نمیبندد و روزگار رهایی سر نمیرسد ؟
نکند ، نکند این به درازا کشیدن ایام هجر از ما باشد ؟
اندکی فکر ، کمی اندیشه ، آری ! این نیامدن و به تاخیر افتادنها از ماست ، از ما و از کردهها و نکرده های ما ، از ما و از فعل و عمل ما.
مگر راه به بیراهه رفتهایم که نوای حضرتش را فراموش کردهایم آن جا که فرمود: ما را از شیعیان دور نگاه نمیدارد ، مگر رفتارهای آنان که به ما میرسد و دور از انتظار است.
مگر یقین نداریم که او آمدنی است و برای آمدنش باید که مهیا شد.
مگر باور نداریم که او «بهار زندگی» و «پدری مهربان» و آن هم پدری مهربانتر از هر مادری است.
مگر شک کردهایم که او واپسین نشانه خدا روی زمین ، و واسطه فیض از سرچشمه زلال الاهی است.
مگر فراموش کردهایم که او حسین (علیهالسلام) امروز است و آرمانش آرمان حسین (علیهالسلام) و مقصودش به مقصد رساندن آدمی ، بدان جا که شایسته مقام انسانیت است؛ پس چرا صدای « هل من ناصر » او به گوش ما نمیرسد.
مگر به یاد نداریم روایات بسیاری که از جهان پس از ظهور خبر دادهاند و از عدالت و امنیت ، رضا و خشنودی و به انجام رسیدن ماموریت صدوبیست و چهار هزار پیامبر و یازده امام و هزاران هزار از صلحا و پاکان مژده دادهاند ...
مگر ایمان نداریم که با ظهورش اهل آسمان و زمین مسرور شوند. بر دولتش چنان رفاه و آسایشی سایه افکند که نظیرش را تاریخ هرگز به خود ندیده است ، و مگر نه این است که با معرفت و انتظاری پویا ، دوران فراق و هجران به سر میرسد و آن صبح امید طلوع میکند.
آری باید به پا خاست. چشمها را شست و در راه کسب معرفت حقیقی گام نهاد. معرفتی که اگر از آن غافل شویم ، به مرگ جاهلیت دچار خواهیم شد.
باید که عزم را جزم کرد و مشتاقانه با فعل و عمل زمینههای ظهورش را مهیا ساخت.
باید که بی تاب بود و خستگی ناپذیر کوشید تا دشمنان حضرتش را از کارشکنی و تفرقه انگیزی و از به پا کردن فتنه و آشوب و بلوا ، مایوس ساخت.
باید عهدی بست ، عهدی از جنس عشق و وفا که دست در دست هم در ظل توجهات و عنایات مولا معارف مهدوی را فرا گرفته ، در گسترش این فرهنگ لحظهای غفلت نورزیم.
اللهم عَجّل لولیک الفرج ...
موضوع محیط زیست و ضرورت صیانت و حمایت از آن ، در تاریخ بشر از اهمیت و جایگاهی ویژه برخوردار بوده است ، تا جایی که این امر، انسانها و جامعه انسانی را واداشته است در چند دهه اخیر، با وضع مقررات و قواعد ویژهای ، حقوق خاصی را تحت عنوان حقوق محیط زیست تدوین نمایند. با این وجود ، هنوز هم بشر مدرن نتوانسته تبعات مخرّب حیات صنعتی، ماشینی و مصرفی خود را بر محیط زیست کنترل کند و جهان، همواره با روند تخریب و آلودگی روزافزون محیط مزبور رو به روست.
امروزه تهدیدهای زیست محیطی، دامنه وسیعی را در برمی گیرد از جمله: آب و هوا، میزان حرارت و گرم شدن دمای زمین ، بالا آمدن سطح دریاها ، حفظ گونههای مختلف ، به ویژه نادر گونههای گیاهی و جانوری، فرسایش لایه ازن ، آثار فعالیتهای صنعتی ، تخریب جنگلها ، آلودگی آبها ، بارانهای اسیدی ، آلودگیهای صوتی ، نظامی ، هستهای و ... .
از سویی برخی از این ضایعات زیست محیطی ، خود منشأ ضایعات گستردهتری شدهاند؛ برای نمونه کارشناسان معتقدند قطع درختان جنگلی به صورت انبوه و انتشار پیاپی ضایعات صنعتی در فضا ، سبب تغییرات بسیار نامطلوب در وضعیت آب و هوای جهانی و بالا آمدن سطح آب دریاها و ـ به تبع آن ـ زیر آب رفتن دشتهای ساحلی و گسترش امواج گرمازا شده است؛ همچنان که سوختهای فسیلی و استفاده نامتناسب و گسترده از آنها ، سبب افزایش دی اکسید کربن زمین و ایجاد پدیده گازهای گلخانهای شده است. وجود گازهای سمی منتشر شده از فعالیتهای صنعتی، به اسیدی شدن بارانها انجامیده و آبهای مصرفی و فضای حیاتی موجودات دریایی را مسموم کرده و سلامت انسانها را به خطر انداخته است.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به این موضوع بسیار اهمیت میداده است. برخی از سخنان آن حضرت شاهد مثالی است بر این موضوع: «هرکس درختی بنشاند که انسانی یا دیگر مخلوق خدا از آن بخورد ، برای وی صدقهای است» ؛ « هر کسی درختی بنشاند ، خدا به اندازه میوهای که از آن درخت برون میشود ، برای وی پاداش ثبت میکند» ؛ « [خداوند] درخت را برای انسان آفرید؛ پس او را مکلف گرداند که درخت بکارد ، آن را آبیاری کند و در حفظ آن بکوشد» ؛ «هرکس درخت محتاج به آبیاری را سیراب نماید ، گویی انسان مؤمن تشنهای را سیراب کرده است».
حضرت در حدیث ارزشمند دیگری ، زمین را همچون مادری میداند که حفاظت و مراقبت از آن بر همگان واجب و لازم است : « زمین را خوب نگاه دارید که گویی مادر شماست. هرکس بر روی زمین خوبی کند یا بدی کند ، زمین خبر میدهد».
همچنین درباره حفظ حقوق حیوانات و برخورد ملاطفت آمیز با آنها توصیههای فراوانی از آن حضرت وارد شده است که شامل نهی شدید از اذیت و کشتن نابجای حیوانات و رسیدگی کامل به آنها میباشد: « چهارپا و مَرکب بر صاحبش شش حق دارد : هرگاه پیاده شد ، به او علف دهد؛ هرگاه از کنار آب گذشت ، آب را بر او عرضه کند؛ او را نزند ، مگر از روی حق؛ بیش از طاقتش بر او بار نگذارد؛ بیش از طاقتش او را راه نبرد و او را زیر بار سنگینِ خود نایستند» ؛ «هر حیوان ، پرنده یا غیر آن که به ناحق کشته شود ، روز قیامت با قاتل خویش مخاصمه کند» ؛ «هر کسی گنجشکی را بیهوده بکشد ، روز قیامت [آن گنجشک] بیاید و نزد عرش فریاد زند و گوید : «پروردگارا ! از این بپرس : چرا مرا بی فایده کشت؟» ؛ « زنی به جهنم رفت ؛ زیرا گربهای را بسته بود و چیزی بدو نخورانید و نگذاشت از چیزهای زمین بخورد تا مرد».
سیره امام علی (علیه السلام) نیز مشحون حمایت از حقوق محیط زیست و رعایت حقوق حیوانات است. حضرت در بخشی از نامهای که به کارگزارانش نگاشته است، درباره حقوق حیوانات چنین فرموده است: « در رساندن حیوانات، آن را به دست چوپانی بسپار که خیرخواه و مهربان ، امین و حافظ که نه سختگیر باشد و نه ستمکار ، نه تند براند و نه حیوانات را خسته کند. سپس آنچه از بیتالمال جمع آوری شد؛ برای ما بفرست ، تا در نیازهایی که خدا اجازه فرموده مصرف کنیم. هر گاه حیوانات را به دست فردی امین سپردی ، به او سفارش کن بین شتر و نوزادش جدایی نیفکند و شیر آن را ندوشد ، تا به بچهاش زیان وارد نشود.
در سوار شدن بر شتران عدالت را رعایت کند و حال شتر خسته یا زخمی را که سواری دادن برای او سخت است ، مراعات بنماید. آنها را در سر راه ، به درون آب ببرد ، و از جادههایی که دو طرف آن علفزار است، به جاده بی علف نکشاند ، و هرچند گاه شتران را مهلت دهد تا استراحت کنند ، و هر گاه به آب و علفزار رسید ، فرصت دهد علف بخورند و آب بنوشند ، تا آن گاه که به اذن خدا بر ما وارد شوند ، فربه و سرحال ، نه خسته و کوفته باشند ، تا آنها را بر اساس رهنمود قرآن و سنت پیامبر تقسیم کنیم. عمل به دستورهای یاد شده ، مایه بزرگی پاداش و نیز هدایت تو خواهد بود».
فضای زیستی و موجودات ساکن در این قلمرو ، در عصر ظهور از نهایت مواهب حکومت حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) برخوردار شده ، طعم آسایش ، آرامش و حیات طیبه مبتنی بر عدالت را خواهند چشید.
در عصر مهدوی ، زمین با لطف الهی از هر جور و ستمی تطهیر میشود و با نور الهی منور و تابان میگردد. در حدیثی از امام رضا (علیه السلام) در این باره آمده است: « خداوند ، به واسطه او [حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف] زمین را از هر گونه جور و ظلم، مطهر و منزّه میکند. پس هنگامی که وی خروج کند ، زمین با نور پروردگار ، نورانی شده و ترازوی عدالت ، میان مردم حکم فرما میشود. پس از آن ، دیگر احدی به دیگری ظلم نمیکند. او [حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف] کسی است که زمین به رایش در نور دیده میشود».
روایات بی شماری در تبیین عصر مهدوی ، حاکی از نهایت رضایت تمام ساکنان و موجودات از حکومت امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف است. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: « زمین ، از عدل پر میشود؛ همان طور که پیشتر ، از جور پرشده بود. در خلافت او ، اهل زمین و اهل آسمان و پرنده در هوا ، از این حکومت راضی و خوشحال هستند».
« حیوانات وحشی، امنیت مییابند تا حدی که همانند چهارپایان اهلی در راههای زمین به گردش در آمده و به چرا مشغول میشوند».
در روایت دیگری آمده است: «نام او نام پیامبر صلی الله علیه و آله است. به عدالت ، امر کرده و خود بدان عمل میکند و از منکر نهی نماید. خداوند، توسط وی از ظلم جلوگیری کرده و شک و عدم بصیرتها را میزداید. گرگ و گوسفند در ایام او با هم به چرا میپردازند و ساکنان آسمان و پرنده در هوا و ماهیهای دریا از او راضی و خشنود هستند».
از آنجا که عدالت به معنای قرار گرفتن هر چیز در جای خویش و ایفای اهلیتها و رعایت و استیفای کلیه حقوقها آمده است ، در حکومت مهدوی، هر موجودی ـ اعم از انسان ، حیوان و نبات ـ باید به عالیترین جایگاه و به تحقق کلیه استعدادها و قابلیتهای خود برسد. چنین است که در عصر مهدوی ، افزون بر جامعه بشری ، محیط زیست ارضی و سماوی و کلیه موجودات ساکن در آنها، به عالیترین و نهاییترین حد تحقق قابلیتهای خود دست مییابند؛ به همین دلیل ، آسمان و زمین ، ثروتهای مکنون خود را بیرون میریزند و هر گونه آلودگی و لوث را از خود دور میسازند و پوشش گیاهی تمام عالم را فرا میگیرد. در حدیثی از امام علی (علیه السلام) میخوانیم: «پس مردم را مورد خطاب قرار داده و سپس زمین را به عدالت ، بشارت میدهد. در این هنگام ، آسمان ، باران خود را عطا کرده و درختان ، میوههای خود را فرو میفرستند. زمین ، کلیه رستنیهای خود را عرضه کرده برای اهل عالم و خود را با این گیاهان زینت میبخشد ...؛ هم چنان که زمین برای مردم کنجهای خود را خارج میسازد».
در پارهای روایات ، به گونهای دقیقتر و مصداقیتر به آبادانی زمین اشاره شده و حتی آمده است که تمام ویرانههای زمین آباد میشود. در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) آمده است: « خداوند ، دین خود را به وسیله او بر تمام مکتبهای جهان پیروز میکند؛ هر چند مشرکان ناخشنود و مخالف باشند؛ ویرانیهای زمین آبادی میشود ... ».
در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نیز آمده است: «مهدی مسجدی بیرون کوفه میسازد که هزار در داشته باشد. خانههای کوفه به نهر کربلا و حیره متصل میشود؛ به طوری که مردی روز جمعه ، سوار استر تندرو میشود تا خود را به نماز برساند ، ولی به نماز نمیرسد».
این روایات ، حاکی از عمران، آبادانی و توسعه هماهنگ محیط زیست انسانی ، حیوانی و گیاهی در کل عالم است. این نیز ماحصل حمایت کامل از حقوق زیست محیطی در آن دوران درخشان است. نتیجه چنین وضعیتی آن است که حتی کره زمین در مقایسه با وضعیت بهینه خویش و از اینکه در زیر قدمهای یاران حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) قرار میگیرد ، به خود بالیده و احساس غرور و افتخار میکند: «گویا یاران قائم را میبینم که بر شرق و غرب جهان احاطه یافتهاند و همه چیز تحت فرمان آنهاست؛ حتی درندگان زمین و پرندگان شکاری آسمان ، پی رضایت آنها خواهند بود و همه چیز حتی این نقطه زمین بر نقطه دیگر آن اظهار فخر و غرور میکند و میگوید: امروز مردی از یاران قائم بر من قدم نهاد و عبور کرد».
در آن دوران وضعیت به گونهای میشود که اگر آلایندگی محیط زیست منحصر به اشراف بر یک منزل یا ریزش آب از ناودانهای منازل به محیط عمومی باشد یا اینکه مسجد مشرف به خانههای مردم شود یا حتی بخشی از یک بنا در راههای عمومی ساخته شده باشد ، با برخورد حکومت مواجه شده و این مورد ـ هر چند با تخریب مسجد ـ برطرف میشود: «هنگامی که قائم ما قیام کند ، چهار مسجد را در کوفه منهدم میکند و هیچ مسجد مشرفی را نمیگذارد ، جز اینکه کنگره و اشراف آن را خراب میکند و به حال ساده و بدون اشراف میگذارد. شاهراهها را توسعه میدهد؛ هر گوشهای از خانهها را که در راه عمومی واقع است ، اصلاح میکند و ناودانها را که مشرف به راه مردم است ، بر میدارد. هر بدعتی را بر طرف میسازد و هر سنتی را باقی میگذارد».
در دولت مهدوی حیوانات وحشی ، تعالی پیشه کرده و با کنار گذاشتن توحش ، رام گشته و تکامل مییابند. در برخی روایت ، حیوانات عادی هم کارهای مخرب خود را کنار مینهند تا جایی که حیوانی مانند موش دیگر انبانی را پاره نمیکند. این تکامل خواهی ، تنها به حیوانات و نباتات محدود نمیشود؛ بلکه جمادات نیز میخواهند به این حیات طیبه وارد شده و به نهضت جهانی حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) مساعدت کنند. در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «وقتی با اراده خدا ، قائم قیام کند و چون ظهور کند ، کافران و مشرکان از قیام و ظهور وی ناراضی و نگرانند؛ زیرا اگر کافر یا مشرکی پشت صخرهای نهان شود ، آن صخره به صدا در آِید و گوید: ای مسلمان ! در پناه من ، کافر یا مشرکی مخفی شده است؛ او را به قتل برسان. وی اقدام کرده و او را به هلاکت میرساند».
در دوره ظهور حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) ، یاران وی به مجازات و قتل و نابودی ستمگران اقدام خواهند کرد و همانند عمل جراحی لازمی ، جامعه اسلامی و سایر جوامع جهانی را از لوث وجود سرکشان و ستم پیشگان پاک میکنند؛ زیرا بدون این اقدامات ، هرگز بساط ظلم زورمداران برچیده نشده و عدالت ، حاکمیت پیدا نمیکند. اگر امام با سیاست ملایمت و گذشت با آنها رفتار کند ، هرگز ترفندها و توطئههای جدید مستکبران و فساد کنندگان در زمین از بین نخواهد رفت. حضرت ، در عصر قیام ـ بنا به روایات ـ توبه ظاهری هیچ مجرم و جنایت کاری را نمیپذیرد. همان طور که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در براندازی نظام جاهلی جهاد پیشه کرد و با کافران به قتال و کارزار پرداخت ، قیام مهدوی نیز علاوه بر تأسی به سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله در این زمینه ، حتی سخت گیری بر ستمگران را جایگزین رأفت نبوی مینماید.
متأسفانه برخی از دشمنان یا حتی دوستان نا آگاه در میزان اعمال خشونت و کشتار حکومت حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) چنان راه غلو پیشه کردهاند که قاطعانه میگویند: حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) در تقابل با دشمنان خویش ، به جنگ هستهای خواهد پرداخت و آنها را با این سلاح مهیب به ورطه نابودی خواهد کشاند. اما حقیقت این است که در عصر ظهور ، نه تنها نیازی به سلاح هستهای نیست؛ بلکه نبرد حکومت حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) با دشمنان ، فاقد تخریب زیست محیطی و ایجاد فجایع محیط زیستی ـ مشابه آنچه امروز اتفاق میافتد ـ خواهد بود.
بنا بر روایات ، کشتار حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) همانند کشتارهای بی هدف امروزی نیست. حضرت با استفاده از علم لدنی خویش؛ تنها کسانی را که به هیچ وجه اصلاح پذیر نیستند، هلاک میسازد و بقیه بدکاران قابل اصلاح را به حال خود رها میکند تا توبه کنند و اصلاح شوند؛ همان طور که در روایات ، نعمتهای عصر ظهور ، هم برای نیکوکاران و هم بدکاران لحاظ شده است.
از سوی دیگر طبق روایت ، انهدام بخش قابل توجهی از جامعه بشری توسط حکومت حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) صورت نمیگیرد؛ از این رو نمیتوان آن را محصول عملیات نظامی و تخریبی حضرت دانست؛ بلکه این اتفاق قبل از ظهور و به دست خود انسانها در اثر منازعات جوامع انسانی حاصل میشود. به این ترتیب در همه گیتی ، فریاد موعود خواهی بلند شده و مردم ، نجات خود را از خداوند طلب میکنند. در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: « قبل از ظهور قائم دو نوع مرگ و مردن ، گریبان مردم را میگیرد: یکی مرگ سرخ و دیگری مرگ سفید؛ مرگ سرخ ، با شمشیر است و مرگ سفید ، طاعون. از هر هفت نفر ، پنج نفر از بین میروند و دو نفر باقی میمانند».
در حدیثی از امام علی (علیه السلام) نیز آمده است: « مهدی خروج نمیکند ، تا اینکه قبل از او ، ثلث مردم کشته میشوند و ثلث دیگر میمیرند و ثلث باقی میمانند».
تحولات و رخدادهای اجتماعی نیز همانند پدیدههای تكوینی ، محكوم به اجرای این اصل میباشد. بر این اساس ، تحقق هر انقلاب و رویداد اجتماعی ، به زمینهها و شرایط آن وابستگی دارد.
ظهور و قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز پیرو همین اصل است و بدون تحقق زمینهها و شرایط آن ، به وقوع نخواهد پیوست.
مهمترین شرایط و مقدمات لازم برای تحقق ظهور ، وجود یاورانی شایسته و لایق برای پشتیبانی از قیام و انجام كارهای حكومت جهانی است ؛ زیرا سنّت الهی بر این قرار گرفته كه امور عالم از مجرای طبیعی و علل و اسباب عادی انجام گیرد؛ بنابر این همان گونه كه نقش یاران در موفقیت حركتهای پیامبران تعیین كننده بوده ، در قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیر نیاز به یاران ، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است ؛ زیرا بنا نیست این قیام، با نیروی اعجاز به سر انجام برسد ؛ بلكه حركتهای حضرت از راه اسباب وعوامل عادی به پیروزی میرسد.
طبق آنچه از روایات استفاده میشود ، مجموع یاوران و كسانی كه در آغاز ظهور ، دعوت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را لبیك میگویند و برای یاری ، به امام علیه السلام میپیوندند ، را میتوان به دو گروه تقسیم كرد:
الف. گروه اصحاب
ب. گروه انصار
كلمه « اصحاب » و « صحابه » ، جمع صاحب از ماده « صحب » به معنای همراه ، گروه ، معاشر و یاور است.
در آیات و روایات نیز این كلمه به معنای همراه ، اهل ، دسته وگروه ، به كار رفته است.
این گروه ، افراد ویژه و فوق العاده ممتازی هستند كه به عنوان اصحاب حضرت در نخستین ساعات ظهور ، به امام میپیوندند.
آنان ، هستههای اولیه نهضت جهانی امام مهدی (علیه السلام) را تشكیل میدهند ، به عبارتی می توان گفت که ، آنان كسانی هستندكه هم قیام حضرت با حضور آنان آغاز میشود و هم پس از پیروزی ، از مشاوران و وزرای امام عصر (علیه السلام) خواهند بود و بخش مهمی از كارها را به دوش خواهند كشید. حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با كمك آنانی ، دنیا را فتح كرده و عدالت موعود را سراسر جهان حاكم خواهند كرد .
درمنابع روایی ، گروه انصار با عنوان « اصحاب المهدی » یاد شدهاند . آنان ، در مقایسه با دیگر یاران حضرت ، از مقام ، جایگاه و منزلت برتری برخوردارند و در سیستم حكومتی حضرت نیز مسؤولیتهای مهمتر و حساستری بر عهده دارند.
درباره تعداد اصحاب امام مهدی (علیه السلام) در روایات ، آمار و ارقام مختلفی ذكرشده است . بیشتر روایات ، تعداد یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را سیصد و سیزده تن- به تعداد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر- ذكر كرده اند.
دسته دیگر روایات ، تعداد اصحاب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بیش از سیصد و سیزده نفر نقل كرده است. برخی از این روایات ، رقم ده هزار نفر را ذكر كرده است ؛ مانند آنچه از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است كه فرمود: « مهدی ظهور نمیكند ، مگر اینكه حلقه كامل گردد ».
وقتی ازحضرت سؤال شد كه عدد آنان چند نفر است؟ فرمود: « ده هزار نفر ».
بعض دیگر از این نوع روایات ، تعداد اصحاب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور را بین دوازده تا پانزده هزار نفر، ذكر كرده است ، حتی در روایتی ، عدد یكصد هزار نفر نیز نقل شده است.
باتوجه به قرائن موجود، این چند دسته روایات را میتوان این گونه جمع كرد كه روایات متضمن عدد سیصد ، ناظر به اصحاب ویژه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در مرحله آغازین قیام است ، همان كسانی كه هسته اصلی قیام حضرت را تشكیل میدهند و در روایات ، از آنان ، با عنوان پرچمداران و فرماندهان لشكر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یاد شده است ، كه حضرت به وسیله آنان ، شرق وغرب جهان را فتح میكند وآنها را فرمانروایان روی زمین قرارمی دهد.
اما روایات دسته دوم ، ناظر به مجموع نیروهایی است كه به جمع سیصد وسیزده نفر میپیوندند ؛ بنابراین، با توجه به اختلاف روایات درباره تعداد یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می توان گفت: آمار و ارقام یاد شده ، مقصود نبوده ؛ بلكه هدف از بیان این ارقام ، فزونی یاوران و پیروان امام مهدی (علیه السلام) می باشد.
طبق نقل روایات ، اصحاب حضرت مهدی (عج) ، به طور ناگهانی ومعجزهآسا ، ازمسافتهای دور و نزدیك ، در یك شب یا صبحگاه ، درمكه معظمه ، گرد می آیند و به حضرت می پیوندند.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره چگونگی فراخوانی و پیوستن یاران حضرت مهدی (علیه السلام) ، از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می كند : «خداوند ، یاران مهدی را در كمتر از چشم به هم زدن ، از مشرق و مغرب ، كنار كعبه ، گرد میآورد ».
همچنین در روایت دیگری از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است كه فرمود : « یاران مهدی ، با طی الأرض به سوی او میشتابند و در مكه با او بیعت میكنند ».
پس از پیوستن یاران امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اولین اقدام حضرت ، اخذ بیعت از اصحاب و پیمان وفاداری و اطاعت آنان از امام علیه السلام است.
پایمردی در میدان رزم ، دوری از حرام وكارهای منكر مثل دزدی ، زر اندوزی ، احتكار، رباخواری ، تخریب مساجد ، شهوات باطل ، نوشیدن شراب ، تجمل گرایی ، تحقیر اشخاص مؤمن ، تعقیب افراد فراری ، خونریزی ناحق، انفاق به افراد منافق و كافر، انجام عمل منافی عفت و… از موارد مطرح در این میثاق بیعت است .
همچنین امام از یاران خود پیمان میگیرد در تحمل سختیها مقاوم باشند و مردم را امر به معروف و نهی از منكر كنند . اصحاب نیز همگی این پیمان را میپذیرند.
در برخی روایات ، یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شیران روز و نیایشگران شب زنده دار كه دلهاشان مانند پارههای آهن ، محكم واستوار است ، توصیف شده اند.
آنان ، رادمردانی هستند كه جز شهادت در راه خدا، آرزوی دیگری ندارند و برابر رهبر و مولای خود ، سخت مطیع و فرمانبردارند . ابهت و رعب این جنگ جویان مصمّم و فولادین ، دشمنان را زمینگیر میكند. در راه انجام مأموریت خود ، بسیار قاطع و بیباكند و هرگز هراسی به دل راه نمیدهند.
امام مهدی (علیه السلام) ، با چنین اصحاب و یارانی، جهان را فتح كرده و اسلام را در سراسر گیتی ، حكم فرما میسازد.
ز امام باقر (علیه السلام) نقل شده است كه فرمود: گویی یاران مهدی را میبینم كه سراسر زمین و آسمان را احاطه كردهاند و چیزی در جهان نیست ، مگر اینكه در قبضه قدرت آنان است. آنها ، در جامعه به حدی محبوبند كه حتی پرندگان و درندگان نیز در پی جلب خشنودی و فرمان برداری آنان هستند .
میان یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زنان نیز حضور دارند و در بخشهای مختلف ، انجام وظیفه میكنند.
در روایات، تعداد آنان متفاوت ذكر شده است. طبق روایت مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام) سیزده نفر میان اصحاب قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حضور دارند.
در برخی دیگر از روایات ، از حضور پنجاه زن میان یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، خبر داده شده است و در برخی دیگر ، عدد بیشتری نیز ذكر شده است.
یا مهدی ! کدام « حضور » ، چون « غیبت » تو ، زمان و تاریخ را آکنده است !؟ ...
حاضرترین حاضران ، به گرد پای « حضور غایبانه » ات نمیرسند.
ای معنی حضور در غیبت ! ای مفهوم غیبت حاضر ، ای مجمع غیب و شهود !
کدام نماز شب است که بی یاد تو بر پاست؟
کدام اشک شوق و سوز دل است که نشان از تو ندارد؟
مگر می شود دعای کمیل و توسّلی بی یاد تو سر شود؟
او « وارث » است ، وارث دین محمّد و خط سرخ شهادت.
او « قائم » است ، ایستاده و استوار و پا برجا ، تا جهانی را به قیام حقطلبانه وا دارد.
او « بقیة اللّه » است ، یادگاری از خط امامان و ذخیرهای از سوی خدا.
او « منصور » است ، یاری خدا و نصرت مؤمنین را پشتسر دارد و بر جباران پیروز خواهد شد.
او « ثائر » است ، انقلابی ، برانگیخته و برانگیزنده. او « منتقم » است، خونخواه حادثه کربلا و انتقام گیرنده خون شهیدان و خون سیدالشهدا.
او « صاحب الزّمان » و « صاحب الامر » است ، او « ولی عصر » است. زمین و زمان ، امر و فرمان در اختیار اوست. « حجت اللّه » است و « خلف صالح ». مهدی امّت است. هدایت یافتهای هدایتگر ، راه یافتهای راهنما ...
هم هادی است ، هم مهدی ، راهشناسی خبیر و راهبانی مطمئن و راهنمایی دلسوز.
سلام بر مهدی ، انتظار سبز دورانها ، آرمان مجسّم عدالت خواهان ، چلچراغ روشن شبستان تاریخ ، روشنگر زمین و زمان ، مرد برگزیده اعصار ، ذخیره جاویدان الهی و نوید بخش صبح در شب انتظار ...
اللهم عجل لولیک الفرج ...
به سالهای خلافت حضرت امام علی (علیه السلام) که مینگریم ، مردمان شهر کوفه را پیمان شکنانی مییابیم که همواره امام علیه السلام را مورد آزار و اذیت خود قرار میدادند. سالها بعد نیز همین پیمان شمنان هزاران نامه برای فرزند علی علیه السلام ، حسین بن علی (علیهما السلام) فرستادند تا با او به امیر خود بیعت کنند؛ اما نتیجه این دعوتها دوباره پیمان شکنی کوفیان بود که سبب شد سر امام علیه السلام بر نیزه رود. اما با این حال وقتی روایات ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بررسی میکنیم ، میبینیم کوفه به عنوان پایتخت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) انتخاب شده است ...
کوفه در تاریخ 12 رجب سال 36ق. با ورود امام علی (علیه السلام) به آن ، به عنوان پایتخت حکومت علوی انتخاب شد و پس از شهادت آن حضرت، چیزی نزدیک به شش ماه ، پایتخت حکومت امام حسن مجتبی (علیه السلام) بود. اکنون نیز در انتظار ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است تا یک بار دیگر تداوم بخش حکومت عدل علوی بر سریر عدالت تکیه دهد ، طومار عمر ظالمان را در هم پیچد و حکومت واحد جهانی را بر اساس عدل و داد بنیان نهد؛ اما شاید دلیل اینکه این شهر به چنین سعادتهایی دست یافته و مییابد ، به دلیل قداست و شرافت ذاتی این سرزمین باشد.
روایات فراوانی درباره فضیلت شهر کوفه بیان شده است، از جمله اینکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله در تفسیر سورة مبارکه «تین» فرموده است: «خداوند متعال چهار شهر را از میان شهرها برگزید. در این سوره منظور از «تین» ، مدینه؛ مقصود از «زیتون»، بیتالمقدس؛ منظور از «طور سینا»، کوفه و «البلدالامین» ، مکه میباشد.
در حدیثی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله خطاب به امیرمؤمنان علیه السلام آمده است: «خداوند ولایت تو را به آسمانها عرضه نمود. (از میان آسمانها) آسمان هفتم سبقت جست؛ پس آن را با عرش زینت بخشید؛ سپس ... از میان شهرها کوفه سبقت جست ، پس آن را با وجود تو زینت بخشید».
شاید بتوان گفت آنچه که باعث مزید فضیلت سرزمین کوفه گردیده است ، وجود مکانهای خاصی همچون «مسجد سهله» و «مسجد کوفه» است که روایات فراوانی نیز در فضیلت این دو مکان مقدس در خصوص این اماکن وارد شده است؛ از جمله در سخنی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: « مرکز حکومت او کوفه و مرکز قضاوتش مسجد کوفه و مرکز بیت المال و محل تقسیم غنایم مسلمانان ، مسجد سهله و محل خلوت و مناجاتهایش تپههای سپید و نورانی نجف اشرف است».
هر چند مردم کوفه در یک دوره خاص پیمان شکنی کرده و به اهل بیت علیهم السلام ظلم روا داشتهاند ، اما هیچ دلیلی وجود ندارد که این ویژگی را نسبت به تمام ساکنان آن در تمام زمانها صادق بدانیم؛ هم چنانکه جمعی از یاران امام حسین (علیه السلام) از میان همان کوفیان بی وفا برخاسته بودند و حتی روایاتی از اهل بیت علیهم السلام نقل شده که در آن روایات ، اهل کوفه مورد تمجید و تحسین قرار گرفتهاند. برای مثال امام باقر (علیه السلام) فرموده است: « ولایت ما به اهل شهرها عرضه شد ، اهالی هیچ شهری همانند اهل کوفه آن را نپذیرفتند». در حدیث دیگری این امام همام آمده است: « اهل خراسان پیشتازان ما ، اهل قم یاوران ما ، اهل کوفه تکیه گاههای ما و اهل این دیار (نواحی کوفه) از ما هستند و ما نیز از آنها هستیم».
روایاتی که درباره نشانههای ظهور سخن گفتهاند ، به تخریب کامل کوفه و قتل عام کلیه ساکنان آن به دست سفیانی اشاره دارند؛ که از جمله میتوان به این روایات اشاره کرد: « سپاه سفیانی وارد کوفه میشوند و احدی را فرو نمیگذارند ، جز اینکه به قتل میرسانند» ؛ « سفیانی سپاهی را به سوی کوفه گسیل میدارد که تعدادشان هفتاد هزار نفر میباشند ، اهل کوفه را میکشند و به دار میزنند و اسیر میگیرند».
با توجه به روایات این چنینی که درباره شهر کوفه وارد شده است ، دیگر ساکنان کوفهای که مرکز حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار میگیرد ، اهالی سابق آن نیستند؛ بلکه مؤمنانی هستند که از اقصی نقاط جهان به مرکز حکومت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میآیند. در حدیث آمده است: « هنگامی که قائم وارد کوفه شود ، هیچ مؤمنی نمیماند ، جز اینکه در آنجا باشد و یا به سوی آن عزیمت نماید ».
درباره برخورد سپاه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با انسانهای عصر ظهور ، اندیشهای خرافی وجود دارد که بیانگر برخوردهای تند و خشونت بار است. این تصور به دور از واقعیت و تاریک از عصر پرفروغ ظهور ، گاه انسانهای نادان را به مرز بی رغبتی و حتی تنفر از درک آن روزگار پرشکوه میکشاند. در این دیدگاه ، فرو رفتن در منجلاب فساد و تباهی و دوری از فضیلتها و آرمانهای اخلاقی ، غیر مسلمانان را سزاوار برخوردی سهمگین و انتقامی سخت کرده است و سپاه مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از سوی خداوند متعال مأمور گرفتن این انتقام است !
وقتی نیم نگاهی به میراث فرهنگی پیشوایان دینی علیهم السلام میاندازیم ، با سخنی جز آنچه بیان شد ، مواجه میشویم که واقعیت را به گونهای دیگر ترسیم کرده است. امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نه تنها مهدی مسلمانان که مهدی همه امتهاست. مظهر رحمت واسعه الهی است. بهار مردمان است که همچون بهار ، خرمی و طراوتش را به همگان هدیه میکند.
از جمله ابعاد مختلف برخوردهای عادلانه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، عدالت در دعوت (تبیین ، دادن فرصت فکر و تصمیمگیری و ...) ، عدالت قضایی، عدالت اقتصادی و ... است که گاه از مرز عدالت خارج و به حوزه احسان وارد میشود. آنچه به عنوان یکی از سؤالات مهم در باب مهدویت مطرح میباشد ، این است که آیا آن حضرت در آغاز حرکت جهانی خویش با اهل کتاب برخوردی عادلانه ، مسالمتآمیز و همراه با رأفت و رحمت خواهد داشت و یا اینکه بسیاری از آنان را از دم شمشیر خواهد گذراند؟ قراین کدام دیدگاه را تأیید میکنند و از روایات مربوط کدام نظریه را میتوان تأیید کرد؟
بر اساس روایات و موازین فقهی و اسلامی ، امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قبل از لشکرکشی و آغاز جهاد، اهل کتاب را به اسلام میخواند و اهداف خود از جهاد را به آنان اعلام میکند. آن اهداف عبارتند از گسترش توحید ، معنویت ، عدالت و ... . رساندن این پیام به گوش جهانیان، با توجه به فن آوری موجود در امر اطلاع رسانی و ارتباطات امری ساده است. با رسیدن پیام حضرت به گوش جهانیان، این پیام آسمانی در دل انسانهای خسته و مأیوس نور امیدی میتاباند و انسانهای تشنه معنویت و عدالت و خسته از پوچی و ظلم و فساد را به جنبش و تحرک وامیدارد و در درون کشورهای مسیحی و یهودی، گروهها و جماعتهای زیادی خود به خود و به صورت خودجوش شکل میگیرد و خود را برای کمک به امام که در حال حرکت به سوی آنهاست ، آماده میکنند. در سخنی از امام صادق (علیهالسلام) آمده است: < چون قائم قیام کند ، کسی که گمان میرفت اهل این امر باشد ، از آن خارج میشود و در مقابل ، افرادی که مانند خورشید و ماه پرستان هستند ، به آن میپیوندند>.
روایات فراوانی بر این امر تصریح دارند که امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با ایجاد رعب از سوی خداوند ، یاری میشود. در سخنی از امام باقر (علیهالسلام) آمده است: رعب به فاصله یک ماه پیشاپیش او ، پشت سر او و از راست و چپ او حرکت میکند. حضرت در سخن دیگری فرموده است: رعب به فاصله یک ماه پیشاپیش او و به فاصله یک ماه پشت سر او حرکت میکند. خداوند او را با پنج هزار فرشته نشانه دار کمک میکند.
این رعب و هراس روحیه مخالفان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را تضعیف میکند و مقاومت آنها را به حداقل ممکن میرساند؛ در نتیجه، درگیری و تلفات به حداقل خواهد رسید.
روایات فراوانی بیانگر رفتار مسالمت آمیز حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با غیر مسلمانان است. در حدیثی از امام علی (علیهالسلام) آمده است: سپس او و همراهانش حرکت میکنند. در کشور روم به دژی بر نمیخورند؛ مگر این که با گفتن ذکر لااله اله الله دیوارهایش فرو میریزد. سپس در قسطنطنیه (استامبول) فرود میآیند و با گفتن چند تکبیر رودخانهاش میخشکد و حصارهایش فرو میریزد. آنها سپس به سمت رومیه حرکت میکنند و با گفتن سه تکبیر ، آنجا چون شنزاری بر بلندی میشود.
امام باقر (علیهالسلام ) نیز فرموده است: ... و مهدی سپاهی را به سوی قسطنطنیه گسیل میدارد. چون به رودخانه رسیدند، بر پایشان چیزی نوشته و بر آب راه میروند. چون رومیان این صحنه را مشاهده کردند، میگویند اصحاب او بر آب راه میروند؛ پس خود او ـ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ چگونه خواهد بود؟ در این هنگام ، درهای شهر را بر آنان میگشایند و سپاه امام وارد شهر شده و هر چه اراده کند، انجام میدهد.
مدت جنگ و نبرد امام عجل الله تعالی فرجه الشریف برای فتح دنیا نیز مؤید دیگری است بر اینکه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با غیر مسلمانان به عدالت رفتار میکند.
در حدیثی از امام باقر علیهالسلام میخوانیم: ... شمشیر را برهنه کرده ، هشت ماه بر دوش میگذارد و بسیار میکشد ... . در مدت حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، بر اساس روایات یاد شده هشت ماه آن که قاعدتاً هشت ماه آغازین ظهور است، مدت زمانی است که امام با مخالفان خود به جنگ و نبرد خواهد پرداخت؛ بنابراین درگیریهای امام عجل الله تعالی فرجه الشریف با غیر مسلمانان بسیار اندک خواهد بود و آنان در برابر امام مقاومت چندانی نخواهند کرد و امام با کمترین درگیری ، سرزمینهای آنان را فتح خواهد نمود.
این احتمال نیز وجود دارد که هشت ماه یاد شده ، مدت زمان فتح و تسلط بر دنیا نباشد؛ بلکه مدت زمانی باشد که امام دنیا را از شر دشمنان و منحرفان پاک میکند؛ یعنی امام عجل الله تعالی فرجه الشریف نخست کل دنیا را فتح خواهند کرد. طبیعتاً پس از فتح دنیا ، انسانهای معاند و منحرفی نیز هستند که به دنبال ضربه زدن به نظام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مخالفت با اهداف و آرمانهای حضرت باشند و امام چارهای جز درگیری با این گروه نخواهد داشت.
بر اساس تعداد چشمگیری از روایات ، پیش از ظهور، قتل و مرگ به شکلی بسیار گسترده بر بشریت سایه میافکند و درصد بسیار بالایی از انسانها بر اثر جنگها و حوادث طبیعی از میان میروند. بیتردید وجود این دو عامل به ویژه عامل اول ـ جنگ و درگیری ـ توان نظامی و دفاعی بشریت را به شدت کاهش میدهد و کشورها را از نظر نظامی آسیب پذیر میشوند. بشریتی که امروزه به مرگبارترین سلاحهای کشتار جمعی مجهز است و برخی از نیروی اتمی در اختیارش برای متلاشی کردن کل کره زمین کفایت میکند، اگر جنگی فراگیر اتفاق بیفتد ، قطعاً از توان نظامی خود تا حد ممکن استفاده میکند. طبیعی است که در صورت وقوع چنین جنگی، نیروهای متخاصم و نیز توان نظامی و دفاعی آنها به شکل وسیعی از میان برود.
در چنین شرایطی مقاومت در برابر سپاه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به کمترین حد خود میرسد و سپاه امام با کمترین جنگ و درگیری دنیا را فتح میکند. د
ر حدیثی از امام علی (علیهالسلام) آمده است: مهدی ظهور نمیکند ، مگر هنگامی که یک سوم مردم کشته شوند و یک سوم بمیرند و یک سوم باقی بمانند.
در حدیثی از امام صادق (علیهالسلام) نیز چنین آمده است: پیش از ظهور قائم دو مرگ وجود خواهد داشت: مرگ سرخ و مرگ سفید تا از هر هفت نفر پنج نفر بمیرند. مرگ سرخ مرگ با شمشیر است و مرگ سفید مرگ با طاعون.
از مؤیدهای بیان شده و با توجه به احادیث بسیاری که در این زمینه وجود دارد، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با غیر مسلمانان نیز به عدالت رفتار خواهد کرد و با آنها رفتاری مسالمت آمیز خواهد داشت.
حضرت امام صادق (ع):
امر فرج اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه سخت مأیوس شوید. بلکه - قسم به خدا - که تا خوب و بد شما از یکدیگر جدا شوید نه ، بلکه به خدا قسم ، تا اینکه همگی شما امتحان شوید ، نه بلکه به خدا قسم تا آنگاه ، که شقی شود آنکه شقی است و سعید گردد آنکه سعید است ...
آغاز ولایت دُردانه حضرت زهرا (س) ، یگانه منجی عالم بشریت ، حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر تمام عاشقان و منتظران آن عزیز مبارک باد.
حضرت روح اللّه ، عیسى بن مریم (ع) براى یارى حضرت مهدى (عجه الله تعالی فرجه الشریف) از آسمان فرود مى آید و پشت سر آن حضرت نماز مى خواند.
حسن بن سلیمان حلّى در كتاب مختصر آورده است كه خداى تعالى در شب معراج به رسول خود فرمود: من این لطف را به تو نموده ام كه بیرون مى آورم از صلب على ، یازده فرزند را كه همه از ذریّه تو و فاطمه باشند ، كه حضرت عیسى در پشت سر آخرین آنها یعنى حضرت مهدى نماز مى گذارد و او زمین را پر از عدل مى كند و به واسطه او ، گمراه را هدایت مى كنم، كور را عافیت و سلامتى ، و مریض را شفا مى دهم.
در كتاب كمال الدّین از رسول خدا (صلى الله علیه و آله وسلم) روایت است كه فرمود : قسم به آن كه مرا به پیامبرى فرستاد كه اگر نماند از دنیا مگر یك روز ، خدا طولانى مى كند آن روز را تا اینكه فرزندم مهدى قیام كند و حضرت عیسى فرود مى آید وپشت سر او نماز مى خواند.
شیخ طبرسى در كتاب اعلام الورى از امام حسن مجتبى (علیه السلام) روایت كرده است كه فرمود: نیست از ما احدى مگر آنكه در گردن او بیعت طغیان كننده زمان او باشد الاّ قائمى كه پشت سر او حضرت عیسى نماز مى خواند.
شیخ طوسى در كتاب غیبت از آن حضرت روایت كرده است كه به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: اى فرزند من! به ما اهل بیت ، هفت چیز داده شد كه به احدى پیش از ما داده نشد:
1 - پیغمبر ما بهترین پیغمبران است و آن پدر تو است.
2 - وصى ما بهترین اوصیاء است و آن شوهر تو است.
3 - شهید ما بهترین شهداست و آن حمزه ، عموى پدر توست.
4 - كسى كه دو بال سبز دارد و در بهشت پرواز مى كند ، از ما است.
ظاهراً اشاره به جعفر بن ابى طالب (ع) است.
5 و 6 - دو سبط این امّت یعنى حسن و حسین از ما هستند.
7 - قسم به خداوندى كه خدایى جز او نیست ، مهدى این امّت از ما است ، همان كسى كه حضرت عیسى پشت سر او نماز مى خواند.
آنگاه دست مباركش را بر كتف امام حسین (علیه السلام) گذاشت و سه مرتبه فرمود: از این است. یعنى از نسل امام حسین (علیه السلام) است.
در كافى روایت شده است كه: روزى رسول اكرم (صلى الله علیه و آله) مسرور و شادمان از خانه بیرون رفت. پس سبب آن را جویا شدند.
حضرت فرمود: هیچ روز وشبى نیست مگر اینكه تحفه اى از جانب خدا براى من مى رسد. آگاه باشید كه خداوند امروز به من تحفه اى داده كه هرگز به گذشتگان نداده است.
جبرئیل نزد من آمد و طرف پروردگارم سلام رساند و گفت: اى محمّد! حضرت قائم از شماست و هرگاه خداى او را آشكار كند، حضرت عیسى پشت سر او نماز مى خواند.
در كتاب كمال الدّین از امام باقر (علیه السلام) روایت است كه سیرت اوصیاء پیامبر (صلى الله علیه و آله) را مى فرمود و چون به آخرین آنها رسید فرمود: دوازدهم كسى است كه عیسى بن مریم در پشت سر او نماز مى خواند.
گنجى شافعى از حضرت رسول اكرم (صلى الله علیه و آله) روایت كرده است كه در احوال حضرت مهدى (علیه السلام) فرمود: آن حضرت با اصحاب خود مشغول نماز صبح است كه حضرت عیسى (ع) فرود مى آید. پس حضرت بگونه اى بر مى گردد تا حضرت عیسى ، پیشوا شود، پس حضرت عیسى ، دو دست خود را بر كتف حضرت مهدى مى گذارد و مى گوید: شما مقدّم شوید.
همچنین روایت است كه فرمود: شما چگونه هستید در وقتى كه پسر مریم فرود آید و امام شما از خودتان باشد؟
در كتاب عقد الدّرر از آن حضرت روایت است كه فرمود: پس حضرت مهدى آگاه مى شود كه حضرت عیسى نازل شده است و گویا از مویش آب مى چكد. مهدى به او مى گوید: مقدّم شو و براى مردم نماز بخوان.
امّا عیسى مى گوید: این نماز مخصوص شما برپا شده است؛ پس حضرت عیسى در پشت فرزند من حضرت مهدى (علیه السلام) نماز مى خواند و وقتى نماز تمام شد حضرت عیسى با او بیعت مى كند.
همچنین سدى از آن حضرت روایت كرده است كه فرمود: حضرت مهدى و عیسى در هنگام نماز جمع مى شوند ، پس حضرت به عیسى مى فرماید: پیش رو. امّا عیسى مى گوید: تو به نماز خواندن سزاوارتر هستى. پس حضرت عیسى نماز را به حضرت مهدى اقتدا مى كند.
جامعه مهدوی ، عدالت اجتماعی
به باور بسیاری از مردم پس از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، همه مشکلات و گرفتاری ها در مدت کوتاهی، به آسانی از جهان رخت بر می بندد و جهان پر از عدل و داد می شود، اما در واقع چنین نیست. جهان آفرینش و تغییر و تحولات اجتماعی بر سنت ها و قوانین ثابت و تغییرناپذیری استوار است و یکی از سنت های الهی، امتحان و ابتلای ملتهای و اقوام است. جوامع بشری در این امتحان، سختی ها و مشکلاتی را برای پیامبران الهی و وارثان آنان به وجود آورده اند. امام مهدی (عج) در دوران حکومت خود، با مشکلاتی مواجه خواهد بود و رمز اصلی پیروزی امام (عج)، نه معجزه که حرکت در مسیر سنتهای الهی حاکم بر هستی است، و بهره مندی امام (عج) از امدادهای غیبی نیز بر پایه همین سنتها خواهد بود.
دین مبین اسلام به عنوان دین جاوید و جهانی، پرسشها و ابهامات مطرح شده پیرامون آینده بشر را با صراحت و روشن، پاسخ داده است و در آیات گوناگون و مختلفی از سنتِ پیروزی حق بر باطل ، خلافت و وراثت مؤمنان و صالحان در زمین ، جهان شمولی دین خدا ، استقرار آیین خدا پسندانه و تحقق صلح و امنیت جهانی و غلبه راه و رسم عادلانه انبیاء و پیامبران الهی خبر می دهد و میفرماید: « ما در كتاب زبور ، پس از ذكر چنین مرقوم كردیم كه در آینده صالحان و پاكان ، وارثان زمین خواهند شد و روی زمین برای همیشه از عناصر و حاكمیت جور و ستم ، پاكیزه خواهد شد. به راستی كه در این ، پیامی است برای عبادت كنندگان ».
و در آیه دیگر میخوانیم: « خداوند به افرادی كه ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام داده اند وعده میدهد كه آنها را قطعاً خلیفه روی زمین خواهد ساخت ... و دین و آیینی را كه برای آنها پسندیده ، پا بر جا و ریشه دار خواهد كرد ، خوف و ترس آنها را به امنیت و آرامش تبدیل خواهد نمود ».
انبوهی از احادیث و روایات كه از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام نقل شده است، این حقیقت را روشن ساخته اند كه سنن وعده شده الهی، مبنی بر نابودی ظلم ، جور و بی عدالتی و استقرار نظام عدالت گستری كه در آن دین خدا بر همه ادیان و مذاهب انحرافی ، پیروز شده، پاكان و صالحان ، اداره امور جامعه را به دست گیرند ، در زمان ظهور آخرین خلیفه خداوند و وصی حق در زمین ، حضرت مهدی (عج) محقق خواهد شد و آن حضرت با شمشیر عدالت گستر خویش ، تمامی نظامهای فاسد را از بین برده و گوهر گمشده بشر؛ یعنی عدالت اجتماعی را در پهن دشت هستی به وجود خواهد آورد.
در حدیث شریفی می خوانیم: « هنگامی كه قائم قیام كند، عدالت در جامعه پیاده خواهد شد و با حاكمیت عدالت و برابری ، ظلم و جور نابود شده و از امنیت كامل در مسیر عبور و مرور مردم "در كل جهان" به وجود خواهد آمد ... حقوق غضب شده مردم ، گرفته شده و به صاحبانشان مستردد خواهد شد ... ».
در حدبثی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است که فرمود: « به مهدی بشارتتان می دهم. او به هنگام اختلاف مردمان از میان امت من ، ظهور خواهد كرد و ساكنان آسمان ها و زمین از او خشنود خواهند شد. او مال را درست تقسیم میكند ».
از ویژگی های منحصر به فرد دوران حكومت حضرت مهدی (عج) كه در روایات و احادیث معصومین علیهم السلام فراوان ذكر شده و مورد تأكید و توجه قرار گرفته و از برجستگی خاص برخوردار میباشد، استقرار عدالت اجتماعی در تمام زوایای زندگی اجتماعی بشری است. «یَملأُ الأرضَ قِسطاً وَ عَدلاً كَمَا مُلِئَت ظُلمَاً وَ جَوراً»؛ تعبیر آشنایی است كه از طرق مختلف ، در ده ها حدیث كه دوران طلایی و زندگی ساز عصر ظهور را ترسیم می كنند ، آمده است و در پرتو اصل محبوب و دوست داشتنی عدالت اجتماعی است كه نابسامانی های سیاسی ، ستم اجتماعی و ظلم اقتصادی، كه زاییده نظام ظالمانه تبعیض، ستم و بیعدالتی است ، سامان مییابد و همگان، جامه عافیت ، سلامت و كرامت بر تن خواهند كرد. این جمله حضرت علی(علیه السلام) كه: « از عدالت خود ، لباس عافیت بر تنتان كردم » با اجرای احكام ، قوانین و حدود الهی و حاكمیت عدالت اجتماعی در عصر ظهور ، به معنای واقعی كلمه در كل جهان ، تبلور عینی و تحقق خارجی پیدا خواهدكرد.
لطافت و نسیم زندگی ساز عدالت اجتماعی در عصر ظهور ، طبق حدیث شریف از امام صادق علیه السلام تا اقصی نقاط جهان و زوایای ناپیدای منازل و خانه های مردم ، نفوذ كرده ، مأمن و مسكن آنان را گرما و حرارت خاص و ویژه ای خواهد بخشید و در پرتو حرارت و گرما و لطافت عدالت اجتماعی و بستر مناسب آن عصر و زمان است كه دین و دنیای مردم ، حیات انسانی و زندگی معنوی جوامع بشری ، سر و سامان گرفته و همه چیز ، جان تازه ای خواهد گرفت.
محورهای عدالت در عصر ظهور
فراهم آوردن رفاه و آسایش و ایجاد شرایطی كه در آن ، آحاد جامعه جهانی كفاف زندگی داشته و از این ناحیه، اضطراب و نگرانی احساس نكند، در سرلوحه برنامههای كاری حكومت حضرت مهدی (عج) قرار دارد. حضرت با توزیع عادلانه بیت المال و درآمدها و نظارت دقیق به دستگاه های اقتصادی حكومت، زمینه لازم برای رفاه و آسایش همگانی را فراهم خواهند كرد. در راه فقرزدایی و تأمین معیشت مردم ، جدّیت و تلاش خاصی از سوی مأمورین حكومتی ، صورت خواهد گرفت، به گونه ای كه ساكنان آسمانها و زمین ، از شرایط به وجود آمده ، راضی و خشنود خواهند شد.
در حدبثی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است که فرمود: « به مهدی بشارتتان می دهم. او به هنگام اختلاف مردمان از میان امت من ، ظهور خواهد كرد و ساكنان آسمان ها و زمین از او خشنود خواهند شد. او مال را درست تقسیم میكند ». در حدیث دیگری میخوانیم:« مهدی میان مردم ، در تقسیم اموال ، به مساوات رفتار میكند ، به طوری كه دیگر نیازمند و محتاجی یافت نمیشود ».
در حدیثی از امام علی علیه السلام می خوانیم: « مهدی ، قاضیان زشت كار را كنار میگذارد و دست سازش كاران (رشوه بگیران) را از سرتان كوتاه می كند و حكمرانان ستم پیشه را عزل می نماید و زمین را از افراد پست و خائنین پاك میسازد.
یاران حضرت مهدی (عج) و افرادی كه شایستگی و افتخار انتخاب برای خدمت گذاری در حكومت جهانی آن حضرت را بر عهده خواهند شد ، افراد سست عنصر و بی اراده ای كه دین را به دنیا بفروشند و برای احراز حفظ و نگهداری پست و مقام ، به هر نیرنگی متوسل شوند، نخواهند بود؛ بلكه كارگزاران آن حضرت ، افراد شایسته و وارسته ای خواهند بود كه جسم و جان و روح و روان شان را در مدرسه عشق و ایمان ، پرورش و صیقل دادهاند و با تمام وجود ، در خدمت آن حضرت قرار گرفته و شب و روز ، برای پیش برد و اجرای برنامههای اصلاحی حضرت ، تلاش و فعالیت خواهند كرد؛ افرادی كه ترس از خدا ، و پایبندی به تعهد و تكلیف ، با گوشت و پوست و خون آنها عجین شده است. ایمان به خدا ، عشق خدمت به جامعه بشری و كسب رضای امام زمانشان ، روح و روان آنها را در خود گداخته است.
احادیث و روایاتی كه ویژگی یاران پاك باخته حضرت مهدی (عج) را بیان میكنند، فراوان است؛ از جمله امام علی علیه السلام میفرماید: « به هوش باشید كه مهدی زیباترین انسان ها در سیما و كاملترین آنها در اخلاق و ارزش های معنوی و انسانی است. هنگامی كه قیام كند ، یاران اصلی او كه شمارشان ۳۱۳ نفر و به شمار یاران پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر هستند، همگی به سان شیرانی ، از قرارگاه خویش خارج گشته و بر گرد آن گرامی ، حلقه می زنند. آنان به راستی به سان پاره آهنی هستند. اگر بر متلاشی نمودن كوه ها تصمیم بگیرند، آنها را نابود می سازند. آنان خدا را آن گونه كه شایسته است به یكتای و یگانگی می پرستند، شبانگاهان ندای دل نواز نیایش و گریه های آنان از خوف خدا، به سان مادران جوان مرده، طنین افكن است، شب زنده دارند و روزه گیران. از نظر معنوی و اخلاقی همه به سان هم هستند ، گویی یك پدر و مادر آنان را پرورانده اند و دل هایشان، لبریز از مهر و خیرخواهی ... است. به هوش باشید كه نام بلند آنان را می دانم و از شهرهای شان نیز آگاهم ».
از سوی دیگر ، اعمال و رفتار كارگزاران حكومت جهانی در عصر ظهور ، به شدت مراقبت خواهد شد. مأموران مخفی حكومت مركزی ، قبل از آنكه مردم را زیر نظر گیرند ، به اعمال و رفتار كارگزاران حكومت مینگرند؛ زیرا اگر مجموعه مدیران یك جامعه ، صالح ، عادل و متعهد باشند ، منبع و خواستگاه اصلی تزریق شایستگی به رگ ها و شریان های كل جامعه ، پدید خواهد گشت.
در حدیثی از امام علی علیه السلام می خوانیم: « مهدی ، قاضیان زشت كار را كنار میگذارد و دست سازش كاران (رشوه بگیران) را از سرتان كوتاه می كند و حكمرانان ستم پیشه را عزل می نماید و زمین را از افراد پست و خائنین پاك میسازد » و در جای دیگری از آن حضرت می خوانیم: « عمّال و كارگزاران حكومتهای جور را بر آن همه كار بد كه كرده اند ، مؤاخذه می كند » و در حدیث دیگری میخوانیم: « مهدی بخشنده است. او درباره عمّال و كارگزاران و مأموران دولت خویش ، بسیار سختگیر است و با ناتوانان و مستمندان بسیار دل رحم و مهربان است ».
با سختگیری و اعمال روش دور از نرمش و چشم پوشی درباره كارگزاران حكومت و مجریان امور ، امام موفق می شود ، روشهای عادلانه خویش را در جامعه جامه عمل بپوشاند و نمونه كامل و آرمانی حكومت و نظام دادگستر را به همگان بنمایاند و اصلی ترین مشكلی را كه همه حكومت های بشری در طول تاریخ گرفتار آن بوده اند ، از میان بردارد. در دوران آن امام منجی ، نخست از كارگزاران و دست اندركاران و همه مجریان امر، خواسته میشود كه به موازین عدالت، پایبند باشند و به آن عمل كنند و این گونه است که این اقدام عملی مهم ، از متصدیان امور به دیگران سرایت میكند.
در حدیث دیگر از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است: « دنیا به پایان نخواهد رسید تا بزرگمردی از خاندان ما قیام نماید، او به سبك داود ، حكومت و داوری خواهد كرد و از دلایل و گواهان نخواهد پرسید ، حق هر كس را به او اعطا خواهد كرد ».
در طول تاریخ بشر ، افراد زیادی بودهاند كه در سخنرانی ها ، كتاب ها ، مقالات و سروده های خود ، مطالب جالب ، شیرین و مهیج درباره عدالت ، برابری و مساوات گفتهاند ، نوشتهاند و سرودهاند ، ولی همین سخنوران توانا و نویسندگان چیره دست ، شعرا و ادبای نامدار و متكلمان ، فیلسوفان نامی ، هنگامی كه خود بر مسند قدرت تكیه زده و به پست و مقامی رسیده اند و در میدان عمل و محك تجربه قرار گرفته اند ، برخلاف گفتار و نوشتار خویش ، عمل كرده اند.
امام علی علیه السلام در جمله ای كوتاه این واقعیت تلخ را این گونه بیان میفرماید: « حق و عدل ، وسیع ترین میدان ها را به هنگام گفتن دارد ، تنگ ترین و مشكل ترین میدان را در مقام عمل و اجرای قانون و دادن حق به صاحبان آن » ، اما در عصر ظهور حضرت مهدی (عج) اینگونه نخواهد بود؛ زیرا اوّلاً او معصوم و از هر خطا و اشتباهی منزّه است و ثانیاً با توجه به علم امامتی كه خداوند به او داده است ، چهره واقعی افراد جانی ، ستمكار و قانون شكن را می داند و می شناسد. از این رو آن امام همام ، برای استقرار نظام ارزشمند الهی و اصلاح جامعه و محیط امن و آرام ، افراد جانی و بزهكار را شناسایی و تادیب خواهد كرد. حتی افراد و اشخاص كه در خفا و پنهانی ، مرتكب جرم و جنایت شده و به حقوق دیگران تجاوز كنند ، حضرت مهدی (عج) آنان را شناسایی و به كیفر اعمال ننگینشان خواهد رساند و همین امر باعث میشود كه افراد جانی و بزهكار ، دست و پایشان را جمع كرده حتی در خفا و پنهانی هم ، جرأت و جسارت گناه ، معصیت ، تخلّف و حرمت شكنی را نداشته باشند.
امام صادق علیه السلام میفرماید: « گاه اتفاق می افتد كه فردی در كنار مهدی ایستاده و سخن میگوید ، كه آن حضرت دستور می دهد گردنش را به خاطر جنایت مخفیانه اش بزنند و آنگاه است كه در شرق و غرب عالم جنایتكاری نمی ماند ، مگر از آن پیشوای عدالتگستر و آگاه حساب میبرد ». در حدیث دیگر از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است: « دنیا به پایان نخواهد رسید تا بزرگمردی از خاندان ما قیام نماید ، او به سبك داو د، حكومت و داوری خواهد كرد و از دلایل و گواهان نخواهد پرسید ، حق هر كس را به او اعطا خواهد كرد ».
همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود: « هنگامی كه قائم آل محمد قیام نماید ، میان مردم به سبك داوود حكومت و داوری خواهد كرد و نیازی به دلیل و برهان ندارد. خداوند به او الهام كرده و او با علم و آگاهی خویش، داوری و حكومت می كند و هر گروهی را از آنچه نهان می دارند ، با خبر می سازد ».
حتی درباره قضات و نمایندگان كه حضرت مهدی (عج) به نقاط مختلف جهان گسیل می دارد ، این گونه می خوانیم: « هنگامی كه قائم قیام كند، فرستاده ای آگاه و پروا پیشه به هر منطقه و شهری گسیل می دارد و به او می گوید: برنامه كاری تو در كف دست توست ، از این رو ، هرگاه كاری برایت پیش آمد كه راه حلّ آن را نفهمیدی و داوری در آن را نشناختی، به كف دست خود نظاره كن و آنچه در آن یافتی عمل نما ».
با توجه به این احادیث میتوان گفت ، هر مجرم و گناهكاری كه در خور كیفر باشد ، امام مهدی (عج) بر اساس علم امامت خود ، عمل كرده و حرمت شكنان قوانین الهی و اجتماعی را به جزای اعمال ننگین شان خواهند رساند و منتظر گواهی گواهان و اقامه دلایل و مدارك از سوی مدعی نخواهد ماند و به سوگندهای دروغین ، از سوی طرفین دعوا، توجه نخواهد كرد. آنچه حق و عدالت است ، آن را ملاك قرار داده و براساس آن ، حكم و داوری نموده و با اجرای دقیق احكام الهی، آزادی و امنیت به معنای واقعی كلمه را به جامعه جهانی عرضه خواهد كرد؛ امنیتی كه در آن ، جان ، مال ، ناموس ، حیثیت و آبروی افراد حفظ خواهد شد و انسان ها ، دیگر از ناحیه تضییع حقوق شان ، دلهره ، اضطراب و نگرانی نخواهند داشت.
جهان بشریت وقتی به ثمر میرسد و میوه شاداب میدهد که انسان کاملی به عنوان « مهدی موجود موعود » عجلّ الله تعالی فرجه الشَّریف ظهور کند ، که وارث همه انبیاء و اولیای الهی است. برای چنین ظهوری و ظهور چنین ذخیرهای چندین شرط لازم است که قسمت مهم آنها شرائط تحصیلی است ، نه حصولی. یعنی امت اسلامی باید آن شرائط فرهنگی را تحصیل کنند. نباید منتظر بود که آن شرائط خود به خود حاصل بشود تا وجود مبارک ولی عصر ارواحنا فداه ظهور کند؛ معنای « انتظار » تحصیل شرائط حضور و ظهور اوست. امتی منتظر مهدی موجود موعود (سلام الله علیه) است که شرایط ظهورش را فراهم بکند، وگرنه منتظر نخواهد بود !
اولین شرط ، رشد فرهنگی امت اسلامی است؛ زیرا امام که معارف الهی را عرضه میکند ، وقتی جامعه از رشد فرهنگی والائی برخوردار باشد ، بهتر میفهمد ، و بهتر دفاع میکند. نه خود گرفتار جهل و تجاهل خواهد شد ، نه اجازه میدهد دیگران از جهل و تجاهل عوام یا عوام زده سوء استفاده کنند؛ این اولین وظیفه است. و دومین وظیفه شهامت و شجاعت است در اجرای مَنویات پیامبر گرامی اسلام علیه و علی آله آلاف التحیّه و الثناء ، که در حقیقت احکام و حِکَم الهی است. این دو اصل را به عنوان بهترین شرایط انتظار و تحصیل چنین شرایط ، اسلام برای ما مقرر کرده است.
از وجود مبارک امام باقر (علیهالسلام) رسیده است: وقتی ولی عصر أرواحنا فداه ظهور میکند که ذات أقدس إله لطفی نسبت به امت انسانی و اسلامی داشته باشد ، و دست مرحمت إله بر بالای سر امت اسلامی کشیده بشود ، که عقل اینها و اندیشه اینها کامل باشد؛ اینها اندیشوران فرزانه خواهند بود ، و خردمندان مُتبحّر و حکیم. آنچه که در جامعه اسلامی میگذرد و حکومت میکند ، « فرهنگ دینی » است. با این رشد مردم شرایط علمی ظهور حضرت را فراهم کردهاند. طبق این روایتی که از امام باقر (علیهالسلام) رسیده است؛ تا مردم عاقل نشوند، معارف دین را درست نشناسند ، و معنای امامت را درست ارزیابی نکنند ، توفیق انتظار ولی عصر أرواحنا فداه نصیب آنها نخواهد شد.
وقتی وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه جلوه میکند ، ندائی که طنین انداخت و ندائی که از آن حضرت به گوش عالمیان میرسد ، این است:
اُذَکِّرُکُمُ اللهْ أیُّهَا النّاسْ وَ مُقامَکُمْ بِینَ یَدَی رَبَّکُمْ
اوّلین حرف این است: مردم ! من شما را به مبدأ و معاد که هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِر است ، متذکّر میکنم. شما به یاد بیاورید خدا را که مبدأ آفرینش شماست ، و به یاد بیاورید لحظهای که در حضور خدا حاضر میشوید برای پاسخ دادن به سئوالات الهی؛ که در برابر دستورات او چه کردهاید.
دوّمین شرط که مربوط به مدیریت و مدبریّت و شهامت و شجاعت در اجرای احکام الهی است ، بیانی است که باز از وجود مبارک امام باقر (سلام الله علیه) رسیده است که یاران راستین ولی عصر و اصحاب آن حضرت ، اَجری مِنْ لِیثْ وَ اَمضَی مِنْ سِنانْ1؛ یعنی از شیر شجاعتر ، و از نیزه تیزترند.
وقتی وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه جلوه میکند ، ندائی که طنین انداخت و ندائی که از آن حضرت به گوش عالمیان میرسد ، این است:
اُذَکِّرُکُمُ اللهْ أیُّهَا النّاسْ وَ مُقامَکُمْ بِینَ یَدَی رَبَّکُمْ
اوّلین حرف این است: مردم ! من شما را به مبدأ و معاد که هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِر است، متذکّر میکنم. شما به یاد بیاورید خدا را که مبدأ آفرینش شماست ، و به یاد بیاورید لحظهای که در حضور خدا حاضر میشوید برای پاسخ دادن به سئوالات الهی؛ که در برابر دستورات او چه کردهاید.
اگر کسی مبدأ را متذکّر بود ، و معاد را متذکّر بود؛ مشکل اخلاقی، حقوقی ، فقهی و مانند آن نخواهد داشت. منشأ همه تیرگیها و تبهکاریهای ما غفلت از مبدأ و معاد است. لذا وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه وقتی ظهور کرد ، اوّلین سخنش این است: مردم ! به یاد روز حساب باشید. اگر کسی بداند تمام کارها تحت حساب است ، و در برابر هر فکر و اندیشهای که دارد باید پاسخگو باشد؛ در برابر هر قیام و رفتار و گفتار و نوشتاری که ارائه کرده است ، باید جوابگو باشد؛ چنین انسانی جز بر اساس آیه سوره اسراء حرکت نمیکند که:
رَبِّ اَدخِلْنِی مُدخَلَ صِدقْ وَ اَخرِجنِی مُخرَجَ صِدقْ
هر کاری که میخواهد وارد بشود به نام و یاد خدا ، از آن کار بیرون بیاید به نام و یاد خدا.
سخنانی از آیة الله بهجت(ره) در باب فرج امام
بهترین کار برای به هلاکت نیفتادن در آخرالزّمان ، دعای فرج امام زمان (عج) است؛ البته دعایی که در همه اعمال ما اثر بگذارد. قطعاً اگر کسانی در دعا جدّی و راستگو باشند ، مبصراتی (دیدنیهایی) خواهند داشت. باید دعا را با شرایط آن خواند و «توبه از گناهان» از جمله شرایط دعا است.
ابتلائات شیعه امروز بسیار زیاد است. از ظلم و ستم و بلا و فشاری که بر سر اسلام و مسلمانان به خصوص اهل ایمان میآید ، کارد به استخوان رسیده است. بیماریهای مختلف و حوادث زیاد شده است. باید در مشاهد مشرّفه و مواقف مهمّه برای رفع ابتلائات شیعه دعا کرد و تضرّع نمود. ما باید از همه بخواهیم که متوسل شوند و دعا کنند و تضرّع نمایند تا بلکه فرجی حاصل شود. دعای فرج اگر موجب فرج عمومی نشود برای دعا کننده موجب فرج خواهد بود. إنشاءالله چنانچه در بعضی از روایات آمده: «دعا کنید که در آن فرج شماست». برخی از مردم به مرحوم آقای شیخ حسنعلی تهرانی متوسل میشدند و نتیجه میگرفتند ولی متوجّه امام عصر(عج) نیستند. ما باید به بیش از اینها به امام عصر(عج)متوسل باشیم تا نتیجه بگیریم. اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود حضرت صاحب(عج) را بشناسد و به آن پناه برند امکان ندارد که از آن ناحیه مورد عنایت واقع نشوند.
از مهمترین دعاها ، دعای فرج امام زمان(عج) است. همه مشکلات مردم و حکومتها از غیبت آن حضرت است. برای رفع مشکلات اجتماعی و حوائج مردم باید همانطوری دعا کرد که انسان برای رفع مشکل خودش دعا میکند. دعا اگر دعا باشد تأثیر خواهد کرد».
خدا چه صبری داده به حضرت غایب (عج) که هزار سال میبیند بر سر مسلمانها چه بلاهایی میآید و خود آنها چه بلاهایی بر سر هم میآورند و همه را تحمّل میکند. امیدواریم خداوند برای یک مشت شیعه مظلوم ، صاحبشان را برساند زیرا در عالم چنین سابقه نداشته و ندارد که رئیس و رهبری از مریدان و لشکرش این قدر غیبت طولانی داشته باشد. چه باید گفت؟ معلوم نیست تا کى! در تمام امّتهای گذشته مقدّر شده است ولی در هیچ امّتی چنین غیبتی با وقتِ نامعلوم و غیر مقدّر اتفاق نیفتاده است.
اگر بدانیم دعای ما اثر دارد و باز دعا نکنیم ، مقصرّیم. حضرت غایب(عج) عجب صبری دارند ! با اینکه از تمام آنچه که ما میدانیم یا نمیدانیم اطّلاع دارد و از همه امور و مشکلات و گرفتاریهای ما باخبر است.
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولیّعصر (عج) تشرّف حاصل کند. بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز و سپس توسل به ائمه (ع) بهتر از تشرّف باشد ، زیرا هرجا که باشیم آن حضرت میبیند و میشنوند. ضمناً عبادت در زمان غیبت افضل از عبادت در زمان حضور است و زیارت هر کدام از ائمه اطهار (ع) مانند زیارت خود حضرت حجّت (عج) است
خود حضرت مهدی (عج) هم منتظر روز موعود است و خودش میداند که چه وقت ظهور میکند. اینکه گفته میشود آن حضرت وقت ظهورش را نمیداند ، درست نیست. دعای تعجیل فرج دوای همه دردهای ماست. میپرسند: «چرا این همه دعا میکنیم مستجاب نمیشود؟» [پاسخ این است:] شرط استجابت دعا ، توبه است. لذا ملائکه میگویند: چرا دعا را با شرطش که توبه باشد به جا نمیآورید تا مستجاب شود؟ ما باید امام زمان(عج) را حاضر فرض کنیم. هرجا میرود ، برویم و میتوانیم! ولی گویا نمیخواهیم در راه رضای آن حضرت باشیم ، نه اینکه رضای آن حضرت را نمیدانیم یا نمیتوانیم تحصیل کنیم. مهمتر از دعا برای تعجیل فرج ، دعا برای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار آن حضرت تا ظهور او میباشد. اگر ظهور آن حضرت نزدیک باشد ، باید هر کس خود را برای آن روز مهیّا سازد از جمله آنکه از گناهان توبه کند. همین توبه باعث میشود که این همه بلاهایی که بر سر شیعه آمده ، از سر شیعه رفع و دفع گردد.
آقایی که زیاد به مسجد جمکران میرود ، میگفت: «امام زمان(عج) را در مسجد جمکران دیدم به من فرمود: «به دلسوختگان ما بگو برای ما دعا کنند». او هزار سال است که زندانی است. لذا هر کسی که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران میرود باید که اعظم حاجت (بزرگترین خواسته) نزد آن «واسطة فیض» یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد. حضرت غایب(عج) دارای بالاترین علوم است و «اسم اعظم» پیش از همه در نزد خود آن حضرت است ، با اینهمه به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده ، فرموده است: «برای من دعا کنید». در حالی که [امام زمان(عج)] مُرده را زنده میکند ، خود در زندان وسیع [دنیا] به سر میبَرد. امّا در مورد خود حق ندارد ، هرچند برای دیگران مخصوصاً در امور فردی عنایت خاصّی دارد امّا در امور اجتماعی که مربوط به خود آن حضرت است ، خیر! خدا کند ارتباط شیعه و اهل ایمان ، با امام زمان(عج) قوّت بگیرد تا در مقام صبر ، صبر و تحمّل کنند. [یقیناً] دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت مؤثر است ، امّا نه لقلقه زبان و «عجّل فرجه» خشک و خالى. دعای فرج مثل نماز نافله ، عمل مستحبّی است. یعنی راستی وجدّی از غیبت امام متأثر باشیم و از خدا بخواهیم که فاصله هزار و چندصد ساله را که میان مردم و «واسطة فیض» افتاده است ، برطرف شود و به پایان برسد. دعای باحالِ حُزن و اندوه و با تأثر قلبی از مردم واقع نمیشود. اگر میشد، قطعاً وضع اینطور نبود. راه خلاص از گرفتاریها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّعصر (عج) آن هم با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه تا رابطه ما با ولیّامر و امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد و قوّت رابطة ما با ولیّامر (عج) هم در اصلاح نفس است.
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولیّعصر (عج) تشرّف حاصل کند. بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز و سپس توسل به ائمه (ع) بهتر از تشرّف باشد ، زیرا هرجا که باشیم آن حضرت میبیند و میشنوند. ضمناً عبادت در زمان غیبت افضل از عبادت در زمان حضور است و زیارت هر کدام از ائمه اطهار(ع) مانند زیارت خود حضرت حجّت(عج) است.
در زمان غیبت عنایات و الطاف امام زمان(عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده. باب بقا و حضور کلّاً مسدود نیست ، بلکه اصل «رؤیت جسمانی» را هم نمیشود انکار کرد. ما در دریای زندگی در حال غرق شدن هستیم. دستگیری «ولیّ خدا» لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّعصر(عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد همراه خود ببرد.
کجا رفتند کسانی که با صاحبالزّمان (عج) ارتباط داشتند؟ ما خود را بیچاره کردهایم که قطع ارتباط نمودهایم و گویا هیچ چیز نداریم. اگر بفرمایید: به آن حضرت دسترسی نداریم؟ جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ارتکاب محرّمات ملتزم نیستید. او به همین امر از ما راضی است. ترک واجبات و ارتکاب محرّمات ، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.
تنها پیدا کردن و دیدن آن حضرت (عج) مهم نیست. زیرا دیدن آن حضرت در عرفات یا در جای دیگر که همیشه میسور نمیشود و ممکن نیست. [امّا] اگر مشرّف شدید به آن حضرت نگویید که از خدا برای من زن ، خانه ، دفع فلان بیماری یا امراض بهخصوص و ... بخواه. زیرا اینها چندان اهمیت ندارد. همچنین آقای دیگری گفت: در اعتکاف مسجد کوفه آن حضرت را در خواب دیدم که به من فرمود: اینهایی که به اینجا آمدند از مؤمنین خوب هستند ولی هر کس حاجتی دارد و برای برآورده شدن حاجت خود آمده است مانند خانه ، فرزند. و هیچکدام برای من نیامدهاند. مطلب همینطور است. هر کدام در فکر حوائج شخصی خود هستیم و به فکر آن حضرت نیستیم.
هر کسی باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجّت (عج) و فرج شخصی خویش پیدا کند؛ خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد یا نزدیک. عدهای بودهاند که گویا حضرت غایب در پیش آنها حاضر و ناظر بوده است. آن حضرت آنقدر به ما نزدیک و از حال ما باخبر است امّا ما از او غافل و بیخبریم و میپنداریم که دوریم ! حیف که ما قدردانِ نعمتِ ولایت نیستیم.
حاج محمّدعلی فشندی (ره) هنگام تشرف به محضر حضرت صاحب (عج) عرض میکند: مردم دعای توسل میخوانند و در انتظار شما هستند و شما را میخواهند و دوستان شما ناراحتند. حضرت میفرماید: دوستان ما ناراحت نیستند! کسانی که منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند ، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود. آرى! تشنگان را جرعه وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت میدهند. آیا ما تشنه معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب نمیدهد با آنکه کارش دادرسی به همه است و به مضطرّان عالم رسیدگی میکند؟!
آن حضرت از چشم ظالمان محجوب (پنهان) است. «المحجوب عن اعین الظالمین» امّا کسانی که نه ظالمند و نه رفیق ظالمند و نه با ظالمان معاشرند و نه در خانه و محلّه ظالمان هستند ، آن حضرت از دیده آنها محجوب نیستند. ثانیاً دیدن با چشم موضوعیت ندارد بلکه طریق و وسیلهای است برای حصول یقین. اگر آدم از پشت پرده ، صدایی را شنید و بودن گویندهای را یقین کرد و او برای ما خبرهایی داد که مطابق با واقع شد ، [ما] به وجود گوینده، یقین پیدا میکنیم هرچند چشمانمان او را نبیند. ثالثاً همین دیدن را خیلی از بزرگان علمای ما هم ادّعا کردهاند ، که اگر بگوییم آنها دروغگو بودهاند ، دیگر معلوم است که ما در چه حالی هستیم.
دلسوختگان برای فرج ما دعا کنند
آدینه که از راه می رسد ، با این شوق از خواب بر می خیزم که آن وعده الهی به وقوع پیوسته باشد.
و هر بار ، هرلحظه از آدینه بی تو بودن که به غروب نزدیک و نزدیک تر می شود ، دلتنگ می شوم ...
پس با خود می گویم به سختی ،
با بغضی که راه گلویم را بسته است ،
شاید ...
آری ...
شاید ، شاید این جمعه بیاید ...
پس باز هم چشمانم را به انتظار آمدنت تر می کنم به درگاه پروردگاری که وعده داده است ظهورت را ...
مولای من ،
ای مظهر خوبی ها ،
ای پناه خستگی ها ،
می بینی دوباره شهر را به امید رنگ گرفتن کوچه ها از حضورت ، آذین بسته اند.
دوباره شهر را بوی گل و شیرینی ، فرا گرفته ،
اما ...
می دانم دلم که تنگ می شود ، خدا به میهمانی قلبم می آید ...
ای مسافر خسته من میدانم به انتظار نشسته ای ...
انتظاری که گواه غمی وصف نشدنی را می شود به راحتی در زلالی اشک های نهفته در چشمانت بخوانی ،
و من مثل همیشه می دانم ،
قلبت به درد آمده است از دلتنگی ،
می دانی باز هم فراموش کرده ام ، دلتنگی هدیه پروردگار است به انسان ،
می دانی باز هم فراموش کرده ام ، دلتنگی یادآور عشقی پاک است ،
چرا که در همان زمان که قلبم پر می شود از ترک های دلتنگی ، خدا در دلم خانه می کند ،
و تمامی قلبم را برای خودش بر می دارد.
به همین خاطر است که می دانم دلم که تنگ می شود ، خدا به میهمانی قلبم می آید ...
آری می دانی که فراموش کرده ام باید دستم را روی قلبم بگذارم و آرام بگویم: اشک های زلال چشمانم ، بغض دردناک گلویم ، آرام ، آرام تر ، خدا میهمان من است.
آری ...
شاید، شاید این جمعه بیاید ...
حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره):
كجا رفتند كسانی كه با صاحب الزمان (عج) ارتباط داشتند؟ ما خود را بیچاره كرده ایم كه قطع ارتباط نموده ایم و گویا هیچ نداریم. آیا آن ها از ما فقیرتر بودند؟ اگر بفرمائید به آن حضرت دسترسی نداریم؟ جواب شما این است كه چرا به انجام واجبات و ترك محرّمات ملتزم نیستید، و او به همین از ما راضی است زیرا پرهیزگارترین مردم كسی است كه از كارهای حرام بپرهیزد. ترك واجبات و ارتكاب محرّمات ، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.
سیره عملی بزرگان در ارتباط و انس با امام زمان (عج)
علّامه سید مهدی بحرالعلوم (ره):
این بزرگوار یكی از مشتاقان و ارادتمندان حقیقی حضرت ولی عصر (عج) بوده اند، كه پیوسته متوسّل به آن حضرت می شدند.
ایشان در زمان تحصیل با میرزای قمی (ره) همدرس بودند و مرحوم میرزا می گوید: چون استعدادش زیاد نبود من غالباً درس ها را برای ایشان تقریر می كردم. بعد از اینكه من به ایران آمدم و چندسالی گذشت بار دیگر به زیارت عتبات عالیات موفّق شدم. در این زمان سید بحرالعلوم اشتهار علمی زیادی پیدا كرده بود و وقتی با ایشان ملاقات كردم، ایشان را دریای موّاجی از علم دیدم. وقتی سّر قضیه را از ایشان جویا شدم، در خلوت اینگونه برایم تعریف كردند:
«شبی به مسجد كوفه رفته بودم ، دیدم آقایم حضرت ولی عصر (عج) مشغول عبادت است ایستادم و سلام كردم. جوابم را مرحمت فرمودند و دستور دادند پیش بروم. من كمی جلو رفتم ولی ادب كردم و جلوتر نرفتم. فرمودند: جلوتر بیا ، پس چند قدمی جلوتر رفتم باز هم فرمودند: جلوتر بیا. و من نزدیك شدم تا آنكه او آغوش مهر گشود و مرا در بغل گرفت و به سینه مباركش چسبانید. در آن هنگام آنچه را خداوند متعال می خواست كه به قلب و سینه من سرازیر شود، سرازیر شد.»
البته در موارد دیگری نیز عنایات حضرت (عج) شامل حال ایشان گردیده و موفق به زیارت حضرت شده اند ، كه ما به ذكر همین مورد اكتفاء می كنیم.
شیخ صدوق (ره):
شیخ طوسی و دیگران روایت كرده اند كه: علی بن بابویه (ره) كه پدر شیخ صدوق (ره) و از علماء بود ، عریضه ای خدمت حضرت ولی عصر (عج) نوشت و در آن از حضرت خواهش كرده بود كه دعا كنند خداوند فرزندی به ایشان عطا نماید. و این عریضه را توسط حسین بن روح (ره) ـ نائب خاص حضرت ـ خدمت آن وجود مقدس فرستاد. جواب آن را حضرت اینگونه مرقوم فرمودند: «برای تو دعا كردیم و خداوند به زودی دو فرزند نیكو كرامت فرماید». خداوند دو فرزند به نامهای «محمّد و حسین» به ایشان عنایت كرد كه «محمّد» معروف به شیخ صدوق و صاحب كتابهای بسیاری از جمله «من لا یحضره الفقیه» است. و «حسین» نیز بسیاری از فضلاء و محدثین از نسل ایشان بوجود آمده اند. و شیخ صدوق پیوسته افتخار می كرد كه من به دعای حضرت مهدی (عج) متولد شده ام.

مرحوم مقدس اردبیلی (ره):
سید میر علّام تفرشی از شاگردان ایشان می گوید: شبی در تاریكی استادم را دیدم كه به سمت حرم امیرمؤمنان (ع) آمدند در به روی ایشان باز شد، داخل رفتند و صدای مكالمه ای را می شنیدم. بعد دوباره در باز شد بیرون آمدند و به سمت مسجد كوفه رفتند. من نیز ایشان را دنبال كردم.در آنجا نیز وارد محراب امیرالمومنین (ع) شدند و من صدای مكالمة مبهمی را شنیدم. در برگشت به سمت نجف ایشان متوجه من شدند. من ایشان را به امیرمؤمنان(ع) قسم دادم كه قضیه امشب چه بود. ایشان بعد از اینكه از من قول گرفت: این قضیه را تا آخر عمرشان برای كسی نگویم، فرمودند: بعضی مسائل مشكل برایم پیش آمده بود كه در حّل آنها متحیّر بودم. از این رو متوسّل به امیر مؤمنان شدم ، ایشان مرا به فرزندشان حضرت مهدی (عج) كه امام زمان ماست ارجاع دادند و فرمودند: ایشان در مسجد كوفه اند. به آنجا آمدم سؤال ها را جواب گرفتم و اكنون به نجف بر می گردم.

آیة الله میرزای شیرازی (ره):
در زمانی كه استعمار انگلیس امتیاز انحصاری كشت و فروش توتون و تنباكو را در ایران بدست گرفت و قصد نفوذ و استعمار كشور را داشت، علماء در صدد مقابله بر آمدند. آیة الله سید محمد فشاركی نزد استادشان میرزای شیرازی بزرگ آمده و طی صحبت صریحی از ایشان می خواهند ، بر علیه استعمار انگلیس قیام كرده و موضع شدیدی اتّخاذ نماید. حضرت آیة الله العظمی میرزای شیرازی نظری به ایشان افكنده می فرماید: «مدّتهاست كه در فكر آن بودم ودر این مدّت ، جهات مختلف این فتوی را بررسی كردم تا اینكه دیروز به نتیجة نهائی رسیدم و امروز به سرداب مقدّس رفتم تا از مولایم امام زمان (عج) اجازة حكم بگیرم و آقا نیز اجازه فرمودند و قبل از آمدن شما حكم را نوشتم». و اینگونه بود كه ایشان حكم الهی خود را به این مضمون صادر كردند. «الیوم استعمال توتون و تنباكو بأیّ نحوكان، در حكم محاربة با امام زمان ـ سلام الله علیه ـ است.» و طومار استعمار را در كشور ایران با عنایت حضرت ولی عصر (عج) در آن زمان در هم پیچیدند.

آیة الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی (ره):
آیة الله بهجت (حفظه الله) فرمودند: «آقا سید ابوالحسن اصفهانی(ره) برای یكی از علماء سنّی مجلس فاتحه اقامه كرد. شخصی به ایشان اعتراض میكند كه چرا از سهم امام (عج) اینگونه مجالس را برگذار می كنید. ایشان به شخص معترض ورقة سبزی را نشان داده بود كه بنابر نقل ، به خطّ و امضای حضرت غایب ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) بود و ایشان هم یقین كرده بود كه ورقه از جانب حضرت است كه به مرحوم سید اجازه داده بود كه: «سهم امام را در آنچه موجب اعتلای مذهب حق است صرف نماید.»

حضرت آیة الله العظمی مرعشی نجفی (ره):
بنابر آنچه در زندگینامة معظّمله ذكر شده، ایشان سه مرتبه موفق به تشرّف به خدمت حضرت شدند، كه ما در اینجا یك مورد را به طور اختصار ذكر می كنیم: «در ایّام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت (ع) در نجف اشرف شوق زیاد جهت دیدار جمال مولایمان بقیةالله الاعظم (عج) داشتم. با خود عهد كردم كه چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم؛ به این نیّت كه جمال آقا صاحب الامر (علیه السلام) را زیارت و به این فوز بزرگ نائل شوم. تا 35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً این شب ، رفتنم از نجف به تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیك مسجد سهله خندقی بود. هنگامی كه به آنجا رسیدم بر اثر تاریكی شب وحشت و ترس وجودِ مرا فرا گرفت... ناگهان صدای پائی از دنبال سر شنیدم كه بیشتر ترسیدم. برگشتم به عقب، سیّد عربی را با لباس اهل بادیه دیدم. نزدیك آمد و با صدای فصیح گفت: «ای سید، سلام علیكم» ترس و وحشت به كلی از وجودم رفت و تعجب آور بود كه در این تاریكی ایشان چگونه متوجّه سیادت من شد. به هر حال سخن گفته و می رفتیم.از من سؤال كرد: قصد كجا داری؟گفتم مسجد سهله. گفت: به چه جهت؟ گفتم: به قصد تشّرف زیارت ولی عصر (عج) مقداری كه رفتیم به مسجد زیدبن صوحان رسیدیم، داخل شده و نماز خواندیم و بعد از دعائی كه سیّد خواند كه كأن دیوار و سنگها با او دعا می خواندند انقلاب عجیبی در خودم احساس كردم كه از وصف آن عاجزم.
بعد سیّد فرمود: تو گرسنه ای و سه قرص نان و سه خیار سبز تازه در سفره داشت كه باهم خوردیم و من به این معنی منتقل نشدم كه در وسط زمستان خیار تازه از كجا آمده سپس داخل مسجد سهله شده ایشان اعمال مقامات را انجام دادند و من هم تبعیت كردم و نماز مغرب و عشاء را هم به ایشان اقتدا نمودم... بعد به ایشان گفتم: چای و قهوه و یا دخانیات میل دارید؟ فرمودند: اینها از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم»... بعد صحبتهائی بین آن بزرگوار و آقای مرعشی رّد و بدل می شود و آقا سفارشاتی به ایشان می كنند از جمله تأكید بر خواندن زیارت عاشوراء و قرائت قرآن. سپس آقای مرعشی به جهت حاجتی از مسجد بیرون رفته و به ذهنشان خطور میكند كه این بزرگوار كیستند؟ برمی گردد و دیگر آقارا نمی بیند و یقین می كند كه حجة بن الحسن المهدی (عج) بوده اند.»
یكی دیگر از تشرفات ایشان در سامرّاء ، در سرداب مقدّس بعد از اینكه چند شب در آنجا بیتوته كرده و به حضرت متوسل می شوند ، رخ می دهد و تشرف دیگر در مسیر رفتن به امامزاده سید محمد (ع) حاصل می گردد.

حضرت آیة الله قاضی (ره):
آقا سیّد هاشم حدّاد فرموده اند: «حضرت آقا آیة الله قاضی خیلی در گفتارشان و در قیام و قعودشان و به طور كلی در مواقع تغییر از حالتی به حالت دیگر خصوص كلمة «یا صاحب الزمان» را بر زبان جاری میكردند. یك روز یك نفر از ایشان پرسید: آیا شما خدمت حضرت ولیّ عصر ارواحنافداه مشرّف شده اید؟فرمودند: كور است هر چشمی كه صبح از خواب بیدار شود و در اوّلین نظر نگاهش به امام زمان (عج) نیفتد.»
ادأب و عادت ایشان در تربیت شاگردان بر این بوده كه در ابتدا احادیث مربوط به غیبت و ظهور ولی عصر (عج) را برای آنها تدریس می فرمودند.
مرحوم علامه طباطبائی نقل كرده اند كه: «مرحوم قاضی میفرمود ، در روایت است وقتی حضرت قائم (عج) ظهور میكند و یاران ایشان گِرد او جمع می شوند حضرت به آنها مطلبی می گوید كه همه گرد عالم متفرّق می شوند و چون دارای طّی الارض هستند همه جا را تفحص كرده، درمی یابند كه غیر از ایشان كسی دارای ولایت مطلقة الهیه نیست ، به مكه بر می گردند و با ایشان بیعت میكنند. آنگاه ایشان فرمودند: آن كلمه ای راكه حضرت به یاران خویش می گوید و متفرق می شوند من میدانم كه چیست.» و این سخن بلندی است كه مرحوم قاضی (ره) فرمودند.

حضرت آیة الله العظمی بهاءالدینی (ره):
حجةالاسلام حیدری كاشانی در كتاب سیری در آفاق اینگونه نقل كرده اند: «آنچه خود از دو لب مبارك حضرت آیة الله بهاءالدینی(ره) شنیدم ، این بود كه فرمودند: مدّت شصت سال بود كه ما آرزوی زیارت حضرت را داشتیم یك روز در حال نقاهت و كسالت در این اطاق خوابیده بودم یك مرتبه آقا از در اطاق دیگر وارد شد. سلام محكمی به من كرد آنچنان سلامی كه در مدت شصت سال كسی چنین سلامی به ما نكرده بود . و آن قدر گیج شدیم كه نفهمیدیم جواب سلام را دادیم یا نه. آقا تبسّمی كرد و احوالپرسی و از آن در خارج شد.»
یكی دیگر از شاگردان ایشان می گوید: «مدّتی بود آقا در قنوت نمازها تغییر رویه داده و به جای دعاهای مرسوم، دعای فرج حضرت ولی عصر (عج) «اللّهم كن لولیّك الحجة بن الحسن(ع)...» را می خواندند . وقتی در فرصت مناسبی علت را از ایشان جویا شدیم ، فرمودند: «حضرت پیغام دادند در قنوت به من دعا كنید.»
این بود چند نمونه از ارتباط سربازان حضرت ولی عصر (عج) با مولای خویش و توجه و عنایت آن وجود مقدّس به عاشقان حقیقی خود ، به امید اینكه ما نیز مورد عنایات و توجهات خاص آن حضرت قرار بگیریم ان شاء الله.
یاران حضرت ولی عصر (عج) ، سنگهای زیرین انقلاب جهانی اند.
همان گونه که پیامبر (ص) با همراهی مهاجران و انصار ، رسالت شکوهمندش را به انجام رساند و حضرت علی (ع) با مجاهدت افسران رشیدش ، حماسه های بزرگ آفرید ، فریاد رس موعود نیز با همکاری مردان نمونه و خود ساخته عدالت را به جهان باز خواهد آورد و وراثت را به محرومان زمین خواهد بخشید. منابع دینی ما بر جایگاه والای آن جوانمردان اشارت ها دارد.
امامان همواره آرزومند همراهی آن حضرت بوده اند و یاوری آن چهره پنهان کرده را به دوستان خویش ، همه گاه ، یادآوری می فرموده اند:
خدایا ، درود بفرست بر مولا و سرورم صاحب الزمان و مرا از یاران و پیروان و حامیان او قرار ده و از آنان که در رکابش ، شربت شهادت می نوشند ، با شوق و رغبت بی هیچ گونه کراهت.
عدد یاران ، سیصد و سیزده نفر یاد شده است:
در موثقه مفضل بن عمر از امام صادق (ع):
گویا می نگرم قائم را بر منبر کوفه و سیصد و سیزده نفر یارانش ، که پیرامونش گرد آمده اند ، به شمار اهل بدر.
این مضمون ، به طور مستفیض از ائمه به ما رسیده است ، از جمله: روایات محمد حنفیه از علی (ع) ، روایت عبدالاعلی و ابی الجارود و ابی بصیر از امام باقر و روایت ابی خالد و ابن حضرمی و ابان بن تغلب و مُفَضّل بن عمرو از امام امام صادق (ع) و ...
در متون عامه نیز ، در عدد یاران حضرت مهدی (عج) ، شمار یاد شده ، بارها و بارها یاد شده است. از جمله: روایت ام سلمه از پیامبر (ص) و روایت سیوطی از امام باقر (ع).
در برخی از روایات ، یاران حضرت مهدی (عج) ده هزار نفر یاد شده و تا آنان گرد نیایند قیام صورت نمی گیرد.
در صحیحه ابی بصیر از امام صادق (ع):
تاحلقه کامل نگردد ، قائم خروج نمی کند.
گفتم: کامل شدن حلقه به چند نفر است؟
فرمود: ده هزار نفر.
در روایات دیگر ، به جای کامل شدن حلقه ، از کامل شدن (العقد) و (فئه) سخن به میان آمده است که با گرد آمدن ده هزار نفر تکمیل می شوند.
امام باقر (ع) می فرماید:
ابن رزین غافقی از حضرت علی (ع) روایت می کند.
حضرت مهدی (عج) ، در میان دوازده تا پانزده هزار یاور قیام خواهد کرد.
در روایت ابن مسعود ، شمار بیعت کنندگان ، بیش از پنج هزار نفر ذکر شده است.
در احادیث دیگر به توده های انبوهی اشاره شدهاست که از نقاط گوناگون جهان ، بویژه مشرق زمین به کمک امام می شتابند.
چه بسا بشود گفت: سه دسته گزارشهای یاد شده ، با یکدیگر تعارض ندارند ، بلکه در طول یکدیگرند. در مجموع ، نشانگر سیر تشکل یارانند. سیصد و سیزده نفر نخستین گروندگان هستند که در انتظار ظهور موعود در مکه بوده اند. با گرد آمدن این گروه ، دعوت آغاز می شود. پس از انتشار خبر و گزارش آن به محرمان ، ده یا دوازده هزار نفر ، که ستونهای اصلی نیروهای انقلاب را تشکیل می دهند ، به سرعت به امام می پیوندند. با اجتماع آنان ، پاکسازی حجاز آغاز می شود. در ادامه نهضت ، توده های انبوه ، از سراسر جهان ، به حضرت می پیوندند و درگیری بزرگ و خونبار با مستکبران شروع می شود.
امام صادق (ع) می فرماید:
سیصد و سیزده نفر یاران با او بیعت می کنند. او تا هنگام کامل شدن ده هزار نفر در مکه اقامت کرده سپس رهسپار مدینه می گردد.
امام صادق (ع) در پاسخ شخصی که گمان می برد یاران حضرت مهدی (عج) تنها اندک شمارند و حضرت ، تنها با نیروی آنان به اصلاح جهان خواهد کوشید ، فرمود: خروج مهدی (عج) به فراهم شدن امکانات بستگی دارد:
مردی از کوفیان ، از امام صادق (ع) پرسید: همراهان قائم چند نفرند؟ مردم می گویند: بمانند اهل بدر ، سیصد و سیزده نفر بیش نیستند. فرمود: جز به همراهی افراد قدرتمند قیام نکند ، آنان هم کمتر از ده هزار نفر نباشد.
علاّمه مجلسی ، همین معنی را از روایات استنباط کرده و می نویسد: یاران حضرت مهدی (عج) ، منحصر به سیصد و سیزده نفر نیستند ، بلکه این شمار یارانی هستند که حضرت به کمک آنان حرکت را آغاز می کند.
شاهد بر مطلب این که در برخی از روایات ، به جای (اصحابه) (من اصحابه) آمده که نشان می دهد شمار یاد شده ، طلایه یاران امام را تشکیل می دهند که خود را به حضرت می رسانند و نهضت را می آغازند و در مقابل دشمنان مکی ، به دفاع از آقا می پردازند.
احتمال می رود این گروه اندک ، فرماندهان و وزیران امام باشند که در آغاز هسته های اصلی نیروها را بر عهده دارند و پس از پیروزی ، برای ارشاد و دادرسی و کارگزاری به سرزمینهای دور و نزدیک فرستاده می شوند.
امام صادق (ع) می فرماید:
گویا می نگرم به قائم بر فراز منبر کوفه ، یارانش در پیرامون او حلقه زده اند. آنان پرچمداران لشکرها و کارگزاران امام بر روی زمین هستند.
از این گروه ، به نقباء ، (خواص) و (ذخراللّه) تعبیر شده است.
یاران حضرت مهدی (عج) ، از صنف و نژاد ویژه ای نیستند ، بلکه از گروهها و نژادهای گوناگون و از سرتاسر جهان هستند. مردمی که به یاری امام می شتابند ، (من اقالیم الارض) (من اقصی البلاد)ند. در این حرکت عظیم ، مردمان عجم ، نقش پر اهمیتی در خدمتگزاری امام بر عهده دارند.
حضرت در سن جوانان ظاهر می شود. یاران وی را نیز ، بیشتر جوانان پرتحرک و برنشاط تشکیل می دهند و پیران در میانشان اندک شمارند:
یاران قائم ، جوانانند و پیران اندک بسان سرمه در چشم یا نمک در طعام و کمترین چیز در غذا نمک است.
این جوانانند که با شنیدن خبر ظهور امام ، شبانه حرکت می کنند. رخت استراحت درهم می پیچند ، شتابان راه حجاز پیش می گیرند و به حضرت می پیوندند. زنان نیز ، در این نهضت بزرگ جایگاه شکوهمندی دارند و در همه مراحل انقلاب حضور فعال خواهند داشت. زنان در تهیه مقدمات حرکت ، شرکت دارند پس از پیروزی ، در اداره کارها ، به امام کمک می کنند.
امام باقر (ع) می فرماید:
سوگند به خدا ، سیصد و اندی نفر ، بدون وعده پیشین گرد می آیند در میان آنان پنجاه زن است.
وجود زنان در میان خواص و وزیران حضرت مهدی (عج) ، نشانگر اوج و عظمت والای بانوان در انقلاب جهانی است. کلمه (رجل) که در روایات به کار رفته علامت تغلیب است ، نه حصر در روایات عامه نیز از وجود زنان در نهضت مهدی (عج) یاد شده است.
میلاد پر برکت یگانه منجی عالم بشریت ، حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر تمام عاشقان و منتظرانش مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ای آخرین توســل ســبز دعـای مـا
آیا نمی رسـد به حضـورت صـدای ما؟
شنبه، دوباره شنبه، دوباره سه نقطه چین
بی تو چه زود می گذرد هفته های ما
در این فراق تا که ببینی چه می کشــــیم
بگذار چشمهای خودت را به جای ما
موعـــود خـانواده کی از راه می رسـی
کی مستجاب می شود " آقا بیای ما " ؟
کی می شــود بیایی و از پشت ابرها
خورشـــید های تــازه بیـــاری برای مـا
آقــا اگـر نیــایی و بــالی نیــــاوری
از دســت میــرود ســفر کربـلای ما
...........................................................................................
فضائل شب نیمه شعبان :
شیخ حرّ عاملى (ره) از بزرگان اصحاب نقل مىكند كه امام صادق (ع) فرمود :
« شبى كه حضرت قائم (عج) در آن متولد شد ، هیچ نوزادى در آن شب متولد نمىشود مگر این كه مؤمن خواهد شد ، و اگر در سرزمین كفر متولد گردد ، خداوند او را به بركت حضرت مهدى (عج) به سوى ایمان منتقل مىسازد ».
در نیمه شعبان زیارت حضرت امام حسین (ع) و همچنین زیارت امام زمان (عج) مستحب است ، امام صادق (ع) فرمود :
« شب نیمه شعبان بهترین شب بعد از شب قدر است و خواندن دو ركعت نماز در شب نیمه شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است ، در ركعت اول بعد از حمد ، سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سوره توحید خوانده شود ».
غسل و شب زندهدارى و عبادت در این شب ، فضیلت بسیار دارد ، این شب در نزد خدا چنین مقامى دارد كه ولادت با سعادت امام زمان (عج) در سحرگاه این شب واقع شده و بر عظمت و رونق آن افزوده است.
ضمناً روایاتى به ما رسیده است كه نیمه شعبان همان شب قدر و تقسیم ارزاق و عمرها است ، و در بعضى از این روایات آمده که شب نیمه شعبان ، شب امامان (ع) است و شب قدر ، شب رسول خدا (ص) است.
از جمله فضائل این شب این است که از شبهاى مخصوص زیارت امام حسین (ع) است كه صد هزار پیامبر (ص) آن حضرت را در این شب زیارت مىكنند.
از نمازهاى مستحبى كه در این شب وارد شده دو ركعت نماز است كه در هر ركعت بعد از حمد صدبار سوره توحید خوانده مىشود.
نقل شده رسول اكرم (ص) فرمود : شب نیمه شعبان در خواب دیدم جبرئیل بر من نازل شد و فرمود : اى محمّد (ص) در چنین شبى خوابیدهاى؟ گفتم : این شب چه شبى است؟
فرمود : شب نیمه شعبان است برخیز. مرا بلند كرد و به بقیع برد ، و سپس جبرئیل فرمود: سرت را بلند كن زیرا در این شبها درهاى رحمت خدا در آسمان به روى بندگان باز است ، همچنین درِ رضوان ، درِ آمرزش ، درِ فضل ، درِ توبه ، درِ نعمت ، درِ جود و سخاوت ، درِ احسان باز است ، خداوند به عدد پشمها و موهاى چرندگان در این شب گنهكاران را آزاد مىكند ، پایان عمرها در این شب ، تعیین مىگردد ، رزقهاى یك سال در این شب تقسیم مىشود و حوادث یك سال در این شب معیّن مىگردد.
از اعمال این شب ، خواندن دعاى كمیل در سجده است روایت شده كه كمیل گوید دیدم حضرت على (ع) این دعا را در شب نیمه شعبان در سجده خواندند.
در مورد زیارت امام حسین (ع) در این شب به خصوص در صورت امكان در كنار قبرش ، آمده هر كه بشناسد امام حسین (ع) را و شهادت او و هدف شهادتش را كه موجب نجات امت گردید و وسیله و راهگشایى براى رسیدن به فوز عظیم شد (خلاصه این كه عبادتش در این شب از روى توجه و علاقه و معرفت خاص باشد) آنگونه خویشتن را در برابر خدا خاضع نماید كه شایستگى آن را دارا مىباشد و نیز از خدا خواستههاى شرعیش را تقاضا كند.
بعد از ظهور امام زمان (عج) فوراً قیامت بر پا نمىشود بلکه حضرت مدتى را در روى زمین حکومت مىکنند.
البته روایات در رابطه با مدت حکومت ، مختلف است از ۵ سال تا 309 سال ذکر شده است. این اختلاف شاید اشاره به دورانهاى مختلف حکومت آن حضرت باشد: علامه مجلسى مىگوید: بعضى از روایات بر جمیع مدت حکومت و بعضى بر زمان استقرار دولت، دلالت دارد.
یکى از اعتقادات شیعه ، مسئله رجعت است. رجعت در زمان ظهور و پس از ظهور امام زمان (عج) به وقوع مىپیوندد. عقیده شیعه امامیه آن است که خداوند متعال در هنگام ظهور امام زمان (عج) مردمى از شیعیان آن حضرت را که قبلاً مرده بودند به دنیا برمىگرداند تا به ثواب یارى او و مساعدت وى و مشاهده دولت آن حضرت فائز گردند.
همچنین مردمى از دشمنان آن حضرت را نیز زنده مىگرداند تا از آنها انتقام گیرد. بر این اساس در دعاى عهد نیز مىخوانیم: قبل از ظهور حضرت مرا از قبر بیرون آور تا در رکاب حضرت باشم. از روایات استفاده مىشود که بعضى از امامان (علیهمالسلام) ، مانند امام حسین (ع) به دنیا برمىگردند.
امام صادق (ع) مىفرماید: نخستین کسى که قبرش مىشکافد و زنده مىشود و به دنیا برمىگردد؛ حسین بن علی (ع) است و این رجعت عمومى نیست بلکه افراد خاصى به دنیا برمىگردند که یا مؤمن خالص و یا مشرک محض باشند.
پس از حکومت سیصد ساله و بیشتر مفاهیم دینى توسط معصومان ، مجدداً اوضاع دگرگون شده ، حکومتهاى دینى و غیر دینى رخ مىنمایند. جباران زمام امر را به دست مىگیرند ، حکومتهاى دینى از بین مىروند و با گذشت زمان ، ارزشهاى اخلاقى و انسانى از میان مىرود و فساد و بى بند و بارى سطح جهان را فرا مىگیرد.
روایات زیادى درباره علایم قیامت داریم که اشراط الساعهاش مىگویند و این احادیث غیر از علایم ظهور حضرت ولی عصر (عج) است، چرا که بیشترین تأکید در علایم ظهور ، بر حاکمیت ظلم و جور است ولى در علایم قیامت بر فساد و بى بند و بارىهاى اخلاقى و علنى شدن مسایل جنسى در برابر چشم مردم است.
در هر صورت ممکن است این وضعیت میلیونها سال طول بکشد تا قیامت بر پا گردد. عیاشى در تفسیر خود از جابر بن یزید جعفى روایت نموده که گفت شنیدم حضرت باقر (ع) مىفرمود: به خدا قسم مردى از ما اهل بیت بعد از مرگش سیصد و نه سال سلطنت مىکند. عرض کردم: این در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: بعد از مرگ قائم است. عرض کردم: حضرت قائم در عالم خود چقدر باقى مىماند؟ فرمود: نوزده سال از موقع قیام تا هنگام مرگش.
عرض کردم: آیا بعد از مرگ قائم هرج و مرج مىشود؟ فرمود: آرى پنجاه سال. آنگاه امام منتصر به دنیا باز مىگردد براى خونخواهى خود و یارانش. وى بى دینها را به قتل مىرساند و به اسارت مىبرد. پس از ایشان امام سفاح به دنیا بر مىگردد پس تمام دشمنان ستمگر ما را مىکشد و تمام زمین را مالک مىشود و خداوند کار او را اصلاح مىگرداند و سیصد و نه سال سلطنت مىکند.
آنگاه امام فرمود: اى جابر مىدانى امام منتصر و سفاح کیست؟ منتصر حسین (ع) و سفاح ، امیرالمؤمنین (ع) است.
جهان در تب ستمگری ها ، گرفتاریها ، جنگ ها و خونریزیها می سوزد.
از هر سویی امواج سهمگین فتنه و بلا غوغا ها به پا کرده و تاریکی های جاهلیت بر همه جا سایه شوم گسترده است. گرگ ظلم بر حلقوم مستضعفان چنگال افکنده است.
از هر کوی فریاد از بی عدالتی ها و محرومیت ها و ... به گوش می رسد و از هر سوی ناله مددخواهی و التماس کمک جویی شنیده می شود.
آیا این شام تیره روز روشنی در پی ندارد؟! آیا محرومان را دادرسی نیست؟! آیا مظلومان را منتقمی نیست؟! و بالاخره آیا برای جهان مصلحی نیست که آن را از چنگ و دندان ظلم برهاند و سایه پر عطوفت همای عدالت را بر پهنه آن بگستراند و درخت تیره روزی ها را ریشه کن سازد و همه مستضعفین را با مهر و مودت بنوازد؟!
اصولاْ برای برقراری حکومت در یک جامعه - اگر بر مبنای زور و استعمار نباشد - به سه شرط اساسی نیاز است :
۱- قانونی که ضامن سعادت آن جامعه باشد.
۲- اجرا کننده ای که هم کفایت و شایستگی فهم و اجرای آن قانون را داشته باشد و هم معصوم باشد تا مردم تبلور عینی قانون را ببینند.
۳- قانون و مجری آن هر دو در جامعه پایگاه مردمی وسیعی داشت باشند.
جامعه ای که قانون کامل ندارد ، به خانه ای می ماند که پایه اش ویران و دیوارش در آستانه ریزش و نابودی باشد. قانون به منزله روح است که هرگونه جنبش و پیشرفت ، یا رکود و عقب گرد به آن بستگی دارد. اما باید دانست که قانون کامل مورد نیاز جامعه در هر زمان و مکان هرگز از مغز افراد بشر تراوش نمی کند.
انسان هر روز فکری تازه و اندیشه ای جدید و ابتکاری نوین به دست می آورد. هیچ بشری نمی تواند تمام جوانب و شئون و ویژگی های همه انسانها را در تمام زمان و مکان ها دریابد و نیز هیچ کسی نمی تواند خودش را از کلیه تمایلات و اغراض و شهوات خالی کند و فقط حقیقت و مصلحت عمومی را در نظر بگیرد و قانون وضع نماید. لذا مراکز و مجامع قانون گذاری در سراسر عالم هر روز قانونی را نسخ و یا کم و زیاد می کنند. چنانکه عملاْ می بینیم هیچ یک از قوانین دست پرورده بشر برای سعادت انسان ارمغانی نیاورده ، بلکه برعکس بر مشکلات و گرفتاریهایش افزوده اند.
بنابر این قانونی می تواند عهده دار سعادت انسان شود که آفریننده انسان آن را بنا نهاده و برایش فرستاده باشد و آن قرآن کریم است که باطل به هیچ وجه در آن راه ندارد. کتابی جامع است که هیچ خشک و تری نیست ، مگر آنکه در آن آمده است. ولی این قانون محکم و کامل الهی اجراکننده ای می خواهد که دارای سه شرط اساسی باشد :
۱- آگاهی و احاطه کامل به علوم و ژرفای معانی و اسرار آن
۲- عصمت
۳- قدرت و تمکن از اجرای قانون
زیرا اگر از قرآن اطلاع و آگاهی کامل و همه جانبه ای نداشته باشد ، در تبلیغ و تفسیر و اجرای آن انحراف ها و خطاهای بزرگی پدید می آورد و اصلاْ احکام قرآن را مسخ می کند به طوری که مردم را به جای نزدیک کردن به قرآن ، با آن بیگانه می سازد. چنانکه این امر در طول تاریخ اسلام از سوی نا اهلان اتفاق افتاده است ، نا آشنایاهان به معارف و حقایق قرآن بر مسند اجرای آن تکیه زدند و آتشی افروختند که نسل های بعد نیز در آن می سوزند.
اگر مجری قرآن معصوم نباشد ، باز از جهات دیگری خرابی های بزرگی به بار می آید. مجری قرآن که حافظ و نگهبان آن باید باشد ، چگونه می شود خطایی از او سر زند و باز هم نام حافظ قانون بر او گذاشت؟
و نیز احتیاج مردم به اجرا کننده قرآن به خاطر آن است که در علم و عمل قاصرند و در معرض خطا و اشتباه. حال اگر مجری قرآن خود جایزالخطا باشد ، چه باید کرد؟ و چه کسی مانع از خطای او خواهد شد؟ آیا باید مردم با او مخالفت کنند و بگویند تو در اینجا اشتباه کردی یا نه؟
بنابر این مجری قانون الهی باید معصوم باشد ، یعنی به هیچ وجه خطا و اشتباهی از او سر نزند ، چنانکه عملاْ هم دیده شد که افراد غیر معصوم در طول تاریخ اسلام نتوانسته اند احکام قرآن را در جامعه اجرا کنند.
سومین شرط گفته شده ، یعنی قدرت و تمکن از اجرای قرآن بیشتر به خود مردم مربوط می شود. در شرایط برقراری یک حکومت اشاره شد که باید قانون و مجری - هر دو - در جامعه پایگاه مردمی وسیعی داشته باشند.
چنین مصلحی که تمام این شرایط در او جمع باشد را خداوند قرار داده است. او یازدهمین فرزند امیر المومنین علی (ع) و دوازدهمین جانشین بر حق رسول خدا (ص) ، حضرت حجة بن الحسن العسکری (عج) می باشد.
می پرسید پس چرا این مصلح نهضتش را آغاز نمی کند و برای برچیدن بساط ظلم و بر هم زدن دستگاه باطل و نابود کردن ستمگران و سرکشان و مستکبران قیام و اقدام نمی نماید؟! و چرا این خورشید جهان افروز از پشت ابر غیبت بیرون نمی آید؟!
جواب این است که زمینه آن قیام جهانی و حکومت آسمانی در تمام عالم انسانی فراهم نیست. هنوز آمادگی لازم و شایستگی تمام عیار برای برقراری آن حکومت در میان مردم به وجود نیامده است. این یکی از شرایط و ارکان اساسی تربیت است که بدون استعداد و قابلیت و آمادگی ، تربیت ممکن نیست. پس باید قدم اول را در ایجاد استعداد و زمینه لازم برداشت. که چون انسان به این مرحله رسید ، خود احساس نیاز می کند و خود به جستجو و طلب می پردازد و وقتی به مقصود و مرادش رسید ، قدر آن را می داند.
پس طمانطور که در زمین شوره زار گیاه نمی روید ، همچنین در جامعه ای که زمینه صلاح و سامان یافتن نداشته باشد ، نمی توان برنامه اصلاحی پیاده کرد که گفته اند :
ملتی که در انتظار مصلح به سر می برد ، خود باید صالح باشد.
البته مراتب استعداد و آمادگی نیز فرق می کند. مثلاْ استعداد ذاتی و آمادگی فطری برای پذیرش عدالت در تمام افراد بشر هست ، ولی این مرتبه - با اینکه ریشه و اساس اولیه استعداد است - برای یک حرکت اصلاحی تمام عیار و فراگیر کافی نیست. با توجه به اینکه امیال و شهوات ، روی این مرتبه از استعداد بسیاری از افراد پرده های ضخیمی می افکند و مانع از این می شود که حق و عدالت را بپذیرند. پس مرتبه مناسبی از استعداد لازم است که تؤام با معرفت و شناخت آن مصلح و شور و شوق و بلکه سوز و گداز برای او باشد.
هر شخص که کاملاْ در زندگی خود و جهان خلأ را درک کند و ضرورت حیاتی پر کردن آن جای خالی را لمس نماید ، همچون کودکی که چون پدری دلسوز برای خود نشناسد و او هم در سفر باشد ، لحظه ای آرام و قرار نیابد و لختی با آسودگی خیال نیاساید و روزی از گریه و اشک و به زبان آوردن نام پدر باز نماند.
اسلام همچون یعقوب با بی صبری و فریاد ، یوسف گم گشته اش را می طلبد. ولی این فرزندان کم استعداد و ناقابل باید در طوفان های کوبنده روزگار احساس خطر جدی کنند و بی درنگ یوسفی را که بر اثر کمی استعداد و لیاقت آنها و کارهای ناشایست و کردارهای زننده شان از آن دور شده ، بجویند و دست تضرع و تذلل به سوی او دراز نمایند که :
ای عزیز ! به همه ما و خانواده هایمان بیچارگی رسیده و با کالایی ناچیز به سویت آمده ایم.
و به نظر شما :
آیا هنگام آن نرسیده که فرزندان اسلام به این مرحله از استعداد برسند؟!
آیا هنگام آن نشده که از خواب گران برخیزند و جای خالی صاحب و سرپرستشان را حس کنند و به جستجوی او بپردازند؟!
آیا آن زمان نیامده که این قوم در وضع نابسامانشان تجدید نظر کنند تا خداوند هم سامان دهنده انان را برساند؟!
آیا روز آن نیست که خروش انتظار ، دریای رحمت کردگار را به تلاطم آرد و خورشید بهار مستضعفین از افق کعبه سر زند؟!
به امید آن روز و در آرزوی وصال با آن یگانه منجی...
اللهم عجل لولیک الفرج.
فرا رسیدن اعیاد پر برکت شعبانیه بر تمام منتظران حضرت ولی عصر (عج) مبارک باد. هدیه ای ناقابل به تمام عاشقان حضرت ولی عصر (عج) ، چند دل گویه و سخنرانی :
<< دلدادگی به حضرت ولی عصر (عج)
<< توصیف یاران حضرت ولی عصر (عج)
<< ارتباط با حضرت ولی عصر (عج)
<< اجازه دیدار حضرت ولی عصر (عج)
جهت ذخیره ، بر روی فایل مورد نظر راست کلیک کرده و گزینه ...Save Target As را انتخاب نمائید.
حضرت مهدی (عج) در سال 255 ه.ق. دیده به جهان گشوده است و اكنون از تولد او بیش از 1000سال میگذرد. چگونه بشر میتواند چنین عمر طولانی داشته باشد؟
این سؤال را از دو راه میتوان پاسخ گفت :
1. روش غیبی
با توجه به آنچه كه قرآن مجید و روایات از طولانی بودن عمر گروهی گزارش میدهد كه هرگز با مقیاسهای ما تطبیق نمیكند. میتوان به این سؤال پاسخ داد. قرآن درباره نوح (ع) میفرماید:«فَلَبِثَ فِیِهِ أَلْفَ سَنَة إِلاّ خَمْسینَ عاماً»
«او در میان قوم خود 950 سال زیست».این آیه تنها به دوران تبلیغ آن حضرت اشاره دارد. امّا این كه پس از طوفان چه مقدار عمر كرد و یا قبل از تبلیغ چه مقدار عمر كرده بود، آیه متذكر آن نیست.
همچنین قرآن درباره یونس (ع) یادآور میشود كه اگر او در شكم ماهی خدا را تسبیح نمیگفت ، تا روز رستاخیز در شكم آن ماهی میماند:
«وَلَوْلا انّهُ كانَ مِنَ المُسَبِّحینَ * لَلَبِثَ فی بَطْنِهِ إِلی یَومِ یُبْعَثُون».
«اگر از تسبیح گویان نبود ، تا روز رستاخیز در شكم آن میماند».بنابراین ، همان خدایی كه این دو ولی را تا این حد زنده نگاه داشته یا میتوانست زنده نگاه دارد ، چرا آخرین وصی و ذخیره خود را تحت عنایات خود ، زنده نگاه ندارد؟ در این مورد به آیه شریفه توجه كنید:
«وَما قَدَرُوا اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ».
«آنها خدا را چنان كه شایسته اوست نشناختند».مسأله طول عمر حضرت ولی عصر (عج) ، مسأله عنایات الهی است و اگر عنایات او نبود ، رویدادهای بیشمار و مصائب روزگار و پیامدهای بد در كمین آن حضرت بود. خداست كه او را از این حوادث حفظ كرده و عمر طولانی بخشیده است و به قول شاعر:
خدایی كه جهان پاینده دارد تـواند حجتـی را زنده دارد
2. روش طبیعی
از آنجا كه در علم طب و زیست شناسی ، برای عمر انسان حدی معین نشده كه تجاوز از آن امكان نداشته باشد ، میتوان با یافتن علل پیری و مرگ زودرس و مقابله با آنها ، طول عمر بشر را افزایش داد ، چنان كه هم اكنون بر اثر پیشرفتهای علم طب و بهداشت عمومی در كشورهای پیشرفته ، متوسط طول عمر انسانها افزایش یافته است ، مثلاً در آمریكا در سال 1901 ، عمر متوسط مردان 23/ 48سال و زنان 80/51 سال بوده ، ولی در سال 1944 عمر متوسط مردان به 50/63 و زنان به 95/68سال رسیده است. این افزایش بیشتر شامل وضع تغذیه و بهداشت در دوران كودكی و بهبود وضع درمان و پیشگیری مخصوصاً در بیماریهای واگیردار است ولی در بیماریهای استحالهای مانند تصلب شرایین هنوز پیشرفت چندانی حاصل نشده است.
این آمار مربوط به اعصار پیشین است ، ولی اكنون وسایل بهداشت و درمان و تغذیه بهبود یافته و حتی در ایران ، میانگین عمر بالا رفته است. طول عمر بیشتر به وراثت ، محیط زیست ، نوع كار و شغل از نظر فشار روحی و عصبی و نیز تغذیه صحیح بستگی دارد.
افزایش طول عمر به خودی خود علت مرگ نیست ، بلكه بر اثر بیماریها و عادات مضر ، اعضای اصلی بدن فرسوده شده و از كار میافتند. هم اكنون عمر بالای صد سال فراوان دیده میشود و در كشورهایی نظیر تركیه و قفقاز و كشورهای بالكان ، به علت شرایط زیست محیطی و تغذیه طبیعی و سالم ، افراد بالای صد سال فراوان دیده میشوند.
در تاریخ زندگی انسان ، افراد معمّر فراوان دیده شدهاند ، حتی كتابهایی تحت عنوان «المعمّرون» نوشته شده است.
صبح بی تو ، رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی تو می گویند : تعطیل است کار عشق بازی
عشق ، اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد
جغد ، بر ویرانه می خواند به انکار تو اما
خاک این ویرانه ها ، بویی از آن ویرانه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم ، یادم آمد
عشق با آزار ، خویشاوندی دیرینه دارد
روی آنم نیست تا در آرزو ، دستی بر آرم
ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد
در هوای عشق تو پر می زند با بی قراری
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید
آن که در دستش کلید شهر بر آیینه دارد
در زبور داود (ع) که تحت عنوان مزامیر لا به لای "عهد عتیق" آمده ، نویدهایی در مورد ظهور حضرت مهدی (عج) داده شده است. و می توان گفت : در هر بخشی از زبور اشاره ای به ظهور آن حضرت و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران و تشکیل حکومت واحد جهانی ، و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یک دین محکم و آئین مستقیم موجود است.
جالب توجه این که مطالب که قرآن کریم پیرامون ظهور حضرت مهدی (عج) از زبور نقل کرده است. در زبور فعلی عیناً موجود و از تحریفات در امان مانده است.
قرآن کریم چنین می فرماید:
«و َلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ » ؛ و در حقیقت ، در زبور پس از تورات نوشتیم كه زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
طبق روایات متواتر سنی و شیعی این روایت مربوط به امام زمان و حکومت جهانی وی می باشد. قرآن کریم این مطلب را در زبور نقل می کند و عین همین مطلب در زبور موجود است:
1- " زیرا که شریران منقطع خواهد شد ، و اما منتظران خداوند ، وارث زمین خواهد شد ، هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود در مکانش تامل خواهی کرد و نخواهد بود. و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد... زیرا که بازوان شریر شکسته خواهد شد. و اما صالحان را خداوند تأیید می کند. خدا روزهای کاملان را می داند. و میراث آن ها خواهد بود تا ابد ".
2- و در فصل دیگری می فرماید: "... قوم ها را به انصاف داوری خواهد کرد. آسمان شادی کند و زمین مسرور می گردد. دریا و پری آن غرش نمایند. صحرا و هر آنچه در آن است به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود به درگاه خداوند. زیرا که برای داوری جهان می آید ، ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد. و قوم ها را به امانت خود. "
نویدهای حضرت مهدی (عج) در مزامیر بسیار فراوان است و در بیش از 35 بخش از مزامیر 150گانه نوید ظهور آن حضرت وجود دارد. طالبین می توانند به متن "مزامیر" در "عهد عتیق" مراجعه کنند.
مهدی موعود در عهد عتیق (تورات و ملحقات آن)
در" سفر پیدایش" چنین می خوانیم:1- " خداوند بر ابراهیم ظاهر گشته گفت به ذریت تو این زمین را می بخشم ، تمام این زمین را که می بینی به تو و ذریت تو تا به ابد خواهم بخشید ... به سوی آسمان بنگر و ستارگان را بشمار هر گاه توانی آنها را شمرد ... ذریت تو نیز چنین خواهد بود ... من هستم یهوه که تو را از کلدانیان بیرون آوردم تا این زمین به ارثیت تو بخشم."
2- " نام تو ابراهیم خواهد بود زیرا که تو را پدر امت های بسیار گردانیدم ترا بسیار بارور نمایم ، و امت ها از تو پدید آوردم و پادشاهان از تو به وجود آیند. و عهد خویش را در میان خود و تو ، و ذریت بعد از تو استوار گرداندم ، که نسلا بعد از نسل عهد جاودانی باشد ... اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم ، و اینک او را برکت داده بارور گرداندم ، و او را بسیار کثیر گردانم. دوازده رئیس از او پدید آیند و امتی عظیم از او به وجود آورم ... از ابراهیم امتی بزرگ و زوراور پدید خواهد آمد و جمیع امت های جهان از او برکت خواهند یافت. "
3- " و نهالی از تنه یسی ـ به معنای قوی ، نام پدر داود (ع) ـ بیرون آمده ، شاخه ای از ریشه هایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت ... مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد. و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد. ... گرگ با بره سکونت خواهد کرد، و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری با هم ، و طفل کوچک آنها را خواهد راند ... و در تمامی کوه مقدس من ضرر و فسادی نخواهد کرد ، زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد."
مهدی موعود در عهد جدید (اناجیل و ملحقات آن)
1- " همچنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می شود ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد ... آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد. و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال می آید ... آسمان و زمین زایل خواهد شد اما حرفهای من هرگز زایل نخواهد شد، اما از آن وقت و ساعت هیچ کس اطاعت ندارد، حتی ملائکه آسمان ، جز پدر من و بس ... لهذا شما نیز حاضر باشید ، زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می آید. "
2- آنگاه پسر انسان را ببینید که با قوت و جلال عظیم بر ابرها می آید ، در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهای زمین تا اقصای فلک فراهم خواهد آورد ... ولی آن روز و ساعت ، غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد ، نه فرشتگان در آسمان و نه پسرم ، پس بر حذر و بیدار شده دعا کنید ، زیرا نمی دانید که آن وقت کی می شود. "
3- " کمرهای خود را بسته ، چراغهای خود را افروخته بدارید. و شما مانند کسی باشید که انتظار آقای خود را می کشند ، که چه وقت از عروسی مراجعت کند ، تا هر وقت آید و در را بکوبد بیدرنگ برای او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقای خویش چون آید ایشان را بیدار یابد ... پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید. "
4- " اگر چه تأخیر نماید برایش منتظر باش ، زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد ... بلکه جمیع امتها را نزد خود جمع می کند و تمامی قوم ها را برای خویشتن فراهم می آورد. "
مهدی موعود در کتب مقدس هندیان
1-
در کتاب "باسک " از کتب مقدسه ی هندیان چنین آمده :" دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخرالزمان که پیشوای ملائکه و پریان و آدمیان باشد. و حق و راستی با او باد ، و آنچه در دریاها و زمین و کوهها، پنهان باشد همه را به دست آورد و از آسمان ها زمین آنچه باشد خبر میدهد، و از او بزرگتر کسی به دنیا نیاید" .
2- در کتاب "شاکمونی" از کتب مقدسه هندیان می گوید :
" پادشاهی و دولت دو دنیا به فرزند سید خلایق در دو دنیا "کشن" تمام شود و کسی باشد که بر کوههای مشرق و مغرب دنیا حکم براند و فرمان کند و بر ابرها سوار شود و فرشتگان کارکنان او باشند ، و جن و انس در خدمت او شوند ، و از سودان که زیر خط استواست تا سرزمین تسعین که زیر قطب شمالی است ، و ماوراء بحار را صاحب شود و دین خدا زنده گردد و نام او " ایستاده " باشد و خداشناس باشد. "
3- در کتاب " وشن جوک " چنین می خوانیم: " سرانجام دنیا به کسی برگردد که خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او " فرخنده "و "خجسته " باشد."
4- در کتاب "دید" از کتب مقدسه هندیان چنین آمده: " پس از خرابی دنیا ، پادشاهی در آخرالزمان پیدا شود که نام او " منصور "(از القاب حضرت مهدی ) باشد. تمام عالم را بگیرد ، و به دین خود آورد و همه کس را از مومن و کافر بشناسد و هرچه از خدا خواهد بیاورد."
مهدی موعود در منابع زردتشتیان
1- جاماسب در کتاب معروف خود جاماسب نامه از زردتشت نقل ی کند:
" از فرزندان دختر پیغمبر که "خورشید جهان " و شاه زمان نام دارد کسی پادشاه شود در دنیا به حکم یزدان که جانشین آخر آن پیغمبر باشد."
2- باز در جاماسب نامه می خوانیم
"مردی بیرون آید از زمین تازیان، از فرزندان هاشم، مردی بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق ، و بر دین جد خویش باشد ، با سپاه بسیار رو به ایران نهد و آبادانی کند زمین را پر داد کند."
- جاماسب در تعالیم خود می گوید:
" پیامبر عرب آخرین فرستاده است که از میان کوه های مکه ظاهر می شود ... از فرزندان پیامبر شخصی در مکه پدیدار خواهد شد که جانشین آن پیامبر است و پیرو دین جد خود می باشد ... از عدل او گرگ با میش آب می خورد و همه جهان به آئین "مهر آزمای " (محمد) خواهند گروید. "
ملل جهان در انتظار مصلح موعود جهانی
1- ایرانیان باستان معتقد بودند که " گراز سپه " قهرمان تاریخی آنان زنده است و در کابل زندگی می کند و صد هزار فرشته او را پاسبانی می کنند تا روزی قیام کند و جهان را اصلاح نماید.
2- گروهی دیگر از ایرانیان می پنداشتند که " کیخسرو " پس از تنظیم کشور و استوار ساختن شالوده فرمانروائی ، دیهیم پادشاهی به فرزند خود داد و به کوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزی ظاهر شود و اهریمنان راز گیتی براند.
3- نژاد "اسلاو " بر این عقیده بودند که از مشرق زمین یک نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را با هم متحد سازد و آنها را بر دنیا مسلط سازد.
4- نژاد "ژرمن" معتقد بودند که یک نفر فاتح از طرف آنان قیام نماید و ژرمن را بر دنیا مسلط سازد.
5- اهالی صربستان انتظار ظهور "مارکوکرالیویچ" را داشتند.
6- برهمائیان از دیر زمانی بر این عقیده بودند که در آخرالزمان "ویشنو" ظهور نماید و بر اسب سفیدی سوار شود و شمشیر آتشینی به دست گرفته مخالفین را خواهد کشت و تمام دنیا برهمن گردد و به این سعادت برسد.
7- ساکنان جزایر انگلستان از چندین قرن پیش آرزومند و منتظرند که " ارتور" روزی از جزیره "آوالون" ظهور نماید و نژاد ساکسون را در دنیا غالی گرداند و سعادت جهان نصیب آنها گردد.
8- یهودیان معتقدند که در آخرالزمان "ماشیع" (مهدی بزرگ) ظهور می کند و ابدالاباد در جهان حکومت می کند. (ولی او را از فرزندان حضرت اسحق می دانند در شرایطی که تورات به صراحت او را از فرزندان اسماعیل دانسته است.)
9- نصاری نیز به وجود مهدی قایل هستند و می گویند در آخرالزمان ظهور کرده و عالم را خواهد گرفت؛ ولی در اوصف مهدی اختلاف دارند.
10- ملل و اقوام مختلف هند در انتظار مصلحی هستند که ظهور کرده و حکومت جهانی تشکیل خواهد داد.
11- "اسن ها " معتقدند که پیشوائی در آخرالزمان ظهور کرده دروازه های ملکوت آسمان را بر آدمیان خواهد گشود.
12- "سلت ها " می گویند پس از بروز آشوبهائی در جهان "بوزیان بوریهم" قیام کرده دنیا را متصرف خواهد شد.
13- اقوام اسکاندیناوی معتقدند که برای مردم بلاهائی می رسد جنگ های جهانی اقوام را نابود میکند آنگاه "اودین" با نیروی الهی ظهور کرده و بر همه چیره می شود.
14- یونانیان می گویند "کالویبرگ" نجات دهنده بزرگ ظهور کرده جهان را نجات می دهد.
15- اقوام اروپای مرکزی در انتظار ظهور "بوخص" می باشند.
16- چینی ها معتقدند که " کرشنا " ظهور کرده جهان را نجات می دهد.
17- اقوام آمریکای مرکزی معتقدند که " کوتزلوکتل" نجات بخش جهان پس از بروز حوادثی در جهان پیروز خواهد شد.
18- گروهی از مصیان که در حدود 3000 سال پیش از میلاد در شهر ممفیس زندگی می کردند معتقد بودند که سلطانی در آخرالزمان با نیروی غیبی بر جهان مسلط می شود اختلاف طبقاتی را از بین می برد و مردم را به آرامش و آسایش می ساند.
19- گروهی دیگر از مصریان باستان معتقد بودند که فرستاده خدا در آخرالزمان در کنار خنه خدا پدیدار گشته جهان را تسخیر می کند.
20- قبایل " ای پورو" معتقد بودند که روزی خواهد رسید که در دنیا دیگر نبردی بروز نکند و آن سبب پادشاهی دادگر در پایان جهان است.
اللّهم عجل لولیک الفرج
از جمله ویژگىهاى دوران حكومت حضرت مهدى (عج) گسترش و رونق كشاورزى است. از آسمان بارانى مىبارد كه زمین محصول خود را آشكار مىسازد و مردم از نعمتى برخوردار مىشوند كه هرگز مانند آن را ندیدهاند. در عصر حضرت ، رودخانهها پر آب مىشود ، چشمهسارها جوشش مىكند و زمین ، چند بار محصول مىدهد.
رسول خدا (ص) فرمود: خوشا به زندگى ، پس از آن دوران كه مسیح (ع) دجال را مىكشد ، زیرا به آسمان اذن بارش و به زمین اجازه رویش داده مىشود. اگر دانهاى بر روى كوه صفا گذارده شود ، حتماً خواهد رویید.
و نیز مىفرماید: آسمان ، بارانش را پی در پى مىفرستد و زمین نیز چیزى از گیاهان را در خود نگه نمىدارد ، بلكه آن را بیرون مىفرستد.
بر طبق روایات ، در عصر حضرت مهدی (عج) ، زمین همانند نقرهاى كه پس از جوشش آرام مىگیرد ، آماده کشت مىشود و گیاهانش را مىرویاند ، هم چنان كه در زمان حضرت آدم (ع) بود. زمین گیاهانش را مىرویاند ، به گونهاى كه یك زن از عراق ، پیاده به شام مىرود و در سراسر راه جز بر سبزى و بوته گام نمىگذارد. میان مكه و مدینه را درختهاى خرما به هم متصل میکند. نعمت و بركت ، از زمین و آسمان میروید و میبارد.
برای آمدنت دیر می شود ، برگرد
زمانه ز پرسه زدن سیر می شود ، برگرد
در انتظار تو با کوله باری از وحشت
زمین دوباره زمینگیر می شود ، برگرد
برای روشنی چشم آسمان ، خورشید
میان چشم تو تکثیر می شود ، برگرد
همیشه جای تو در لحظه هایمان خالیست
غروب جمعه که دلگیر می شود ، برگرد
و جمعه ای که بیایی ، تمام عرش خدا
به سمت خاک سرازیر می شود ، برگرد
بر اساس برخى از روایات ، تعداد زنان در هنگام ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر چهارقسم ، گروه بندی شده است :
گروه اول : حضور پنجاه زن در بین یاران امام
اولین گروه از زنانى كه به محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مى شتابند آن هایند كه در آن ایّام مى زیسته اند و همانند دیگر یاران امام (علیه السلام) به هنگام ظهور در حرم امن الهى به خدمت ایشان مى رسند.
در این باره دو روایت وجود دارد :
روایت اول : امّ سلمه ضمن حدیثى درباره علایم ظهور ، از پیامبر اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) روایت كرده است كه فرمود :
یعوذ عائذ من الحرم فیجتمع الناس إلیه كالطّیر الواردة المتفرقة حتّى یجتمع إلیه ثلاث مأة و أربعة عشر رجلاً فیه نسوة فیظهر على كلّ جبّار و ابن جبّار
در آن هنگام پناهنده اى به حرم امن الهى پناه مى آورد و مردم همانند كبوترانى كه از چهار سمت به یك سو هجوم مى برند به سوى او جمع مى شوند تا اینكه در نزد آن حضرت ، سیصد و چهارده نفر گرد مى آیند كه برخى از آنان زن مى باشند كه بر هر جبّار و جبّار زاده اى پیروز مى شود.
روایت دوم : جابربن یزید جعفى ، ضمن حدیث مفصلى از امام باقر (علیه السلام) در بیان برخى نشانه هاى ظهور نقل كرده كه :
و یجیىء واللَّه ثلاث مأة و بضعة عشر رجلاً فیهم خمسون امراة یجتمعون بمكة على غیر میعاد قزعاً كقزع الخریف یتبع بعضهم و هى الآیة الّتى قال اللَّه : أینما تكونوا یأت بكم اللَّه جمیعاً إنّ اللَّه على كلّ شىء قدیر
به خدا سوگند ، سیصد و سیزده نفر مى آیند كه پنجاه نفر از این عدّه زن هستند كه بدون هیچ قرار قبلى در مكّه كنار یكدیگر جمع خواهند شد.
این است معناى آیه شریفه : هرجا باشید خداوند همه شما را حاضر مى كند. زیرا او بر هر كارى توانا است.
گروه دوم : زنان آسمانى
دسته دوم ، چهارصد بانوى برگزیده هستند كه خداوند براى حكومت جهانى حضرت ولى عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آسمان ذخیره كرده است و با ظهور اولین گروه از زنانى كه به محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مى شتابند ، آن هایند كه در آن ایّام مى زیسته اند و همانند دیگر یاران امام (علیه السلام) به هنگام ظهور در حرم امن الهى به خدمت امام (علیه السلام) مى رسند. آن حضرت به همراه حضرت عیسى (علیه السلام) به زمین مى آیند.
ابو هریره از پیامبراكرم (صل الله علیه و آله و سلم) روایت كرده كه :
ینزل عیسى بن مریم على ثمان ماة رجل و أربع مائة امرأة خیار من على الأرض و أصلح من مضى
عیسى بن مریم (علیه السلام) به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایسته ترین افراد روى زمین فرود خواهد آمد.
گروه سوم : رجعت زنان
سومین گروه از یاوران حضرت بقیّة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زنانى هستند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آنها را زنده خواهد كرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند نمود.
این گروه دو دسته اند : برخى با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخى دیگر فقط از آمدنشان سخن به میان آمده است.
در منابع معتبر اسلامى نام سیزده زن یاد مى شود كه به هنگام ظهور قائم آل محمّد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زنده خواهند شد و در لشكر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بیماران خواهند پرداخت.
طبرى در "دلائل الامامة" از مفضل بن عمر نقل كرده كه امام صادق (علیه السلام) فرمود :
"همراه قائم آل محمّد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سیزده زن خواهند بود. گفتم: آنها را براى چه كارى مى خواهد؟ فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بیماران را به عهده خواهند گرفت. عرض كردم: نام آنها را بفرمایید. فرمود: قنواء دختر رشید هجرى، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه، زبیده ام خالد احمسیّه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنّیه. این گروه سیزده نفرى رجعت خواهند كرد و خداوند براى قدردانى از ایشان، به بركت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آنها را زنده خواهد كرد.
در این روایت امام صادق (علیه السلام) از آن سیزده زن فقط نام نُه نفر را یاد مى كند. در كتاب "خصایص فاطمیّه" به نام "نسبیه" و در كتاب "منتخب البصائر" به "وتیره" و "أحبشیه" اشاره شده است.
گروه چهارم : بانوان منتظر
چهارمین گروه یاوران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، بانوان پرهیزكارى هستند كه پیش از ظهور حضرت بقیّة الله (علیه السلام) رحلت كرده اند. در وقت ظهور ، به ایشان گفته مى شود: "امام تو ظاهر گشته است ، اگر مایلى مى توانى حضور داشته باشى".
آنان نیز به اراده پروردگار زنده خواهند شد.
رجعت زنان مربوط به گروه خاصّى نیست و هر بانویى خود را با خواسته ها و شرایط زندگى در حكومت حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تطبیق دهد ممكن است در آینده از رحمت خداوندى بهره مند گشته ، براى یارى امام عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده شود.
یكى از آن شرایط ، خواندن "دعای عهد" است كه در فرد ، نوعى آمادگى براى پذیرش حكومت آخرین ذخیره الهى ایجاد مى كند.
به فرموده امام صادق (علیه السلام) : هر كه چهل صبح ، دعاى عهد را بخواند از یاوران قائم ما باشد و اگر هم پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود ، خداوند او را از قبر بیرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد.
اگر همه بندگان خدا اهل توبه نباشند؛ ولیكن بعضى از مؤمنین به تنهایى (كه از اهل اخلاص و مودّت حقیقی مىباشند) علاوه بر دعا و توبه براى خود؛ برای دیگران نیز توبه انجام دهد ، و دعا و طلب مغفرت از براى همه مؤمنین نماید ، چنین دعا و توبهاى چند فایده دارد :
1- اگر چنین دعا و توبهاى موجب تعجیل در زمان فرج نشود كه یك مرتبه وقت آن سر آمده و فرج واقع شود ، در این صورت امید است كه این نوع دعا و توبه وسیله تخفیف در طول زمان تأخیر شود ، كه اگر مثلا دوران آن صد سال بود؛ چند سالش كم شود.
2- هرگاه بعضى از دوستان از براى همه برادران دینى (از احیاء و اموات آنها) از گناهى كه سبب تأخیر فرج شده است ، توبه و طلب مغفرت نمودند ، و با این حال دعا كردند ، به مقتضاى آنچه خداوند وعده اجابت دعا به هر یك از بندگان (خصوصاً دعاى در حقّ غیر) فرموده ، پس امید است كه در اثر استجابت این دعا همه مؤمنین از براى توبه و دعا در امر فرج توفیق یابند ، خصوصاً اگر در دعایش بر این وجه قید نماید كه از خداوند طلب كند: آنچه وسیله تعجیل در فرج است میسّر و فراهم نماید.
پس توبه و دعای عموم مؤمنین یك وسیله فرج است ، كه این وسیله به مستجاب شدن دعاهاى او فراهم خواهد شد ، و آنها هم موفّق به این دعا و توبه خواهند گردید.
3- فرد بواسطه این توبه و دعا چه از جانب خودش و چه از جانب برادران ایمانى خودش از جمله انصار و یاران آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) محسوب مىشود ، حتی بر فرض آن كه تأثیرى در تعجیل فرج (از عدم جهت اقدام دیگران) ننماید.
هیچ كس از فتنهها و فسادها و سختىها و امتحانات در زمان غیبت آن حضرت (عج) نجات نمىیابد ، مگر كسی كه خداوند او را در اعتقاد به امامت ایشان ثابت قدم فرموده باشد ، و او را در دعا براى تعجیل فرج موفق فرموده باشد.
و این مانند آن است كه براى نصرت و یارى امام عدهاى به مجادله و جنگ با دشمنان مىروند و مغلوب مىشوند ، در این صورت آنها حتماً از مجاهدین مىباشند و از انصار و یاران محسوبند ، بلكه در این حالت مغلوبیّت از اجر و پاداش بزرگترى برخوردارند ، خصوصاً در صورتى كه عدد مجاهدین كمتر باشد ، پس اجر و پاداش آنها به چندین برابر بیشتر و برتر از كسانی كه از جهاد تخلف كردهاند؛ خواهد بود.
چون بر اساس آیات و روایات نصرت و یارى هر مظلومى خصوصاً وجود مبارك امام (علیهالسلام)؛ بر همه اهل ایمان و بر فرد فرد آنها واجب است كه : به هر وسیلهاى كه با آن یارى ممكن است؛ یارى كنند ، و این وجوب با این كیفیت مانند وجوب نمازهاى روزانه؛ یقینى و قطعى است و بر فرد فرد از بندگان واجب است و به ترك بعضى ، از بعض دیگر (در صورت قدرت) ساقط نمىشود ، و ترك نمودن بعضى هم موجب ناقص و ضایع بودن فعل بعضى دیگر كه بجا بیاورند؛ نمىشود.
و در چنین زمانى كه فعلا مولا و امام ما مظلوم واقع شدهاند ، بواسطه آن كه حقّ الهى ایشان ، از جهت طغیان ظالمین و اشرار و قلّت اعوان و انصار مغضوب گردید ، و از این جهت غائب شدهاند ، و معلوم شد كه توبه و دعاهاى مؤمنین تأثیر در تعجیل در امر فرج ایشان دارد كه یا یك مرتبه دوران غیبت سر آید یا تخفیف در آن حاصل شود ، پس این یك نوع نصرتى است كه مقدور همه بندگان هست ، و اگر همگى این نوع نصرت و یارى را انجام مىدادند ، رفع مظلومیّت از آن حضرت (عج) مىشد.
چنانچه اگر همه بندگان مؤمن اتفاق در نصرت و یارى حضرت سیدالشهدا (ع) مىكردند ، ایشان مظلوم و مغلوب نمىشدند.
ولكن مادامى كه این اتّفاق در توبه و دعا از همه بندگان واقع نشود ، پس هر گاه عدّه اى از بندگان به این نوع توبه و دعا عمل نمایند ، در واقع عمل به تكلیف واجب خود نموده ، و در زمره انصار واقعى آن حضرت محسوب خواهند گردید ، و هم از عقوبت ترك یارى مظلوم سالم خواهند ماند ، كه اگر خداوند در دنیا یا در آخرت كسانی كه ترك یارى مظلوم و یارى امام (ع) را كردهاند عذاب و عقوبت كند؛ بر حسب تمكّن حالشان ، پس آنها از شرّ آن عذاب و عقوبت الهى در عافیت خواهند بود.
4- فرج و ظهور امام زمان (عج) بر دو قسم است:
قسم اوّل: فرج و ظهور كلّى است ، و آن فرج و ظهور موعود ایشان است بر وجهى كه رفع شرّ جمیع اعداء از جمیع عالم مى فرمایند.
قسم دوّم: فرجهایى كه نسبت به قسم اوّل جزئى هستند ، و آن برطرف شدن بعضى از هموم و غموم از قلب امام است كه این همّ و غم بواسطه غلبه دشمنان و شدت ظلم نسبت به بعضى از شیعیان است.
پس ممكن است كه با دعاى جمعى از شیعیان و دوستان مخلص ، خداوند این نوع هموم را ، با هلاكت گروهى از دشمنان از قلب مباركشان رفع بفرماید.
چنانچه در زمان حضرت رسول و حضرت امیرالمؤمنین (علیهماالسلام) خداوند به دست گروهى از مؤمنین كه به جهاد مىرفتند؛ ظالمین و كفار را هلاك مىكرد.
5- این دعا از فرد فرد شیعیان و دوستان به عنوان موالات و مودّت نسبت به آن حضرت (عج) خواهد بود ، و بدین وسیله؛ دعا كننده یك درجه از حقّ مودّت ایشان را (كه اداء آن بر بنابر آیه مباركه « قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ اَجْراً الاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُربى » واجب و لازم است) اداء نموده است.
و به این وسیله؛ مورد رحمتهاى مخصوص ایشان مانند ، شفاعت و دعا و غیر آنها واقع خواهد شد ، خصوصاً بر حسب مضمون آیه كریمه: « هَلْ جَزاءُ الاْحْسانْ إلاّ الاْحْسان » ، كه به مقتضاى آن پاداش نمودن به هر احسان كننده ، محبوب و مستحب و نیز مهم است ، و امام (ع) هم البته در عمل به كتاب الله و به مكارم اخلاق و همچنین در دعا نمودن در حقّ كسى از دیگران؛ اولى است و احسان ایشان نسبت به آن شخص درست است.
پس هر مؤمن كه به دعا و طلب فرج نمودن از براى وجود مبارك آن حضرت (عج) احسان نماید. البته كمال امید است كه به جزاء این احسان؛ مورد احسان ایشان واقع ، و مثل همین احسان آن حضرت هم طلب فرج و خیر و رحمت براى او فرمایند ، یا به نحو دیگر از افاضات دنیوى و اُخروى ، كه آشكارا و پنهان از طرف امام (ع) به دیگران مىرسد؛ شامل او نیز شود.
6- چون وجود مبارك امام (ع) نعمت عظماى الهى بر بندگان است ، بواسطه آن كه همه فیوضات دنیوى و اُخروى، ظاهرى و باطنى؛ به یمن وجود مبارك او و بوسیله محبّت و معرفت ایشان عطا مىشود ، چنانچه در این آیه مباركه: « ثمّ لَتُسْئَلُنّ یَومَئِذ عَن النَّعیم» ، « نعیم » به آن حضرت (عج) و به ولایت ایشان تفسیر شده است.
و همچنین در بعضى دیگر از آیات و روایت نیز « نعمت » به وجود مبارك امام (ع) تفسیر شده ، و شكر هر نعمتى علاوه بر آن كه واجب است وسیله بقاء و دوام نعمت و نیز وسیله انتفاع از آثار و منافع آن ، و وسیله تكمیل آثار نعمت مىباشد ، چنانچه به این مطلب در این آیه شریفه « وَ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاَزیدَنَّكُمْ » ، و نیز در روایات بسیارى تصریح شده است.
پس با دعاى در فرج حضرت صاحب الأمر (صلوات الله علیه) هم یك درجه از شكرگزارى نعمت وجود مباركشان حاصل مىشود ، و بنده به هر اندازه در آن سعى كند آثار و فیوضات وجود اقدسشان در حقّ دعا كننده بیشتر و تمامتر و كاملتر خواهد شد.
7- بر حسب آنچه از بعضى روایات ظاهر مىشود ، از جمله روایتى است كه حضرت صادق (ع) فرمود: اگر شماها مانند بنى اسرائیل بر دعا و توبه براى فرج ما اجتماع نكنید ، غیبت به طول خواهد انجامید.
و همچنین در توقیع مبارك بیان كردیم كه حضرت (عج) فرمود:
اگر شیعیان هم عهد شوند و به آن عهدى كه بر ذمّه آنها ثابت شده است (یعنى یارى و موالات ما اهل بیت) وفا كنند ، به زودى سعادت ملاقات ما روزى آنها خواهد شد ، و ما را از آنها مستور و پنهان نداشته؛ جز اعمال آنها كه نزد ما مكروه است ، و راضى به آن نیستیم.
هر گاه هر یک از مؤمنین در توبه و دعاى در فرج آن حضرت (عج) سعى و اهتمام نماید (چون به وظیفه تكلیف خود در مقام نصرت و یارى و موالات با ایشان و اداء حقّ آن عالى شأن عمل نموده است) مورد الطاف خاص حضرت احدیّت و آن حضرت خواهد شد ، و بدین وسیله از شرّ آن فتنهها و بلاها سالم خواهد ماند.
یعنى آنچه از بلاهاى دنیوى؛ غیر حتمى است از او دفع خواهد شد ، بلكه در معرض آن هم واقع نخواهد شد، و آنچه حتمى است در آنها پس از اهل رضا و تسلیم خواهد شد ، و به سبب آنها در فتنهها واقع نخواهد شد ، و آنچه هم از فتنههاى اُخروى است ، در هیچ حالى مبتلا نخواهد شد ، پس با شدّت تاریكى راه هدایت براى اهل دنیا؛ براى او از خورشید هم روشنتر خواهد شد.
امام حسن عسكرى (ع) در این مورد فرمود:
هیچ كس از فتنهها و فسادها و سختىها و امتحانات در زمان غیبت آن حضرت (عج) نجات نمىیابد ، مگر كسی كه خداوند او را در اعتقاد به امامت ایشان ثابت قدم فرموده باشد ، و او را در دعا براى تعجیل فرج موفق فرموده باشد.
8- از حدیث على بن مهزیار و نیز از توقیع مبارك استفاده مىشود كه: هر گاه هر كدام از مؤمنین در امر توبه و دعاى در فرج آن حضرت (عج) در حالتى كه به وظایف و آداب آن عمل نمایند سعى و اهتمام نمایند ، پس اگر ظاهراً آن فرج كلّى واقع نشود و لقاء منیرشان براى همه بندگان ظاهر نگردد ، پس امید زیادى هست كه بوسیله این توبه و دعا اگر مانعى در او هست رفع بشود ، و براى خصوص این دعا كننده در خواب یا بیدارى زیارت جمال آن حضرت (عج) میسّر شود ، و به بعضى از الطاف خاصّه آن حضرت مقرون ، و به بعضی فیوضات مخصوص ظاهرى و معنوى از معارف و حِكَم الهى از آن حضرت (عج) بوسیله مكالمه با ایشان یا به نحو دیگر از افعال و احوالشان مستفیض شود ، و براى بعضى از علماء ابرار یا صلحاء چنین حالاتى اتفاق افتاد ، چنانچه شرح وقایع و حكایات آنها در بعضى از كتب بیان شده است.
9- بنده مؤمن هرگاه فرج و ظهور امر آن حضرت (عج) را از خداوند متعال طلب نماید ، این دعا وسیلهاى براى تكمیل نور معرفت قلب او نسبت به آن حضرت (عج) ، و نیز به كمالات ایشان به اعلى مرتبهاى كه از براى مؤمن معرفت داشتن به ایشان شایسته است؛ خواهد شد ، و این معرفت و شناخت به آن كیفیّتى است كه در حال ظهور ایشان به وجه كامل یا به كمتر از آن حاصل مىشود.
و نیز این دعا وسیلهاى از براى افتتاح ابواب اسرار و حقائق توحید و سایر معارف و حكمتها به سوى قلب او بر آن وجهى كه در حال ظهور آن حضرت (عج) به یمن وجود اقدسشان حاصل مىشود؛ و خواهد شد ، و هم وسیلهاى براى مرتبهاى از اطمینان قلب و رفع خوف از دشمنان و از هر صاحب شرّى ، و نیز فراغت حال از براى عبادت و بعضى از كیفیّات آسایش و سلامتى و راحتى جسمى و قلبى خواهد شد.
میخواهم از جور زمانه بگویم ، میخواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پردهای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذرهای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خستهام.
آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان :
مولای من میدانی چند سال است انتظار میکشم. از وقتی سخن گفتهام و معنای سخن خود را فهمیدهام انتظارت را میکشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده.
خستهام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. میدانی چند نوجوان هم سن و سال من آوارهاند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش.
چند پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی میآیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من حرف می زنی و به درد دل من گوش میدهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟ ، از خواب پریدم و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم. راستش میترسم. میترسم بیائی و من خواب باشم. میترسم بیائی ، همه تو را ببینند و تنها من از دیدنت محروم بمانم. هنوز هم می ترسم ...
حس میکنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم اما در خواب غفلتم. بیا و بیدارم کن. بیا و هشیارم کن. بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن. همه به خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمیشنوند. خودت بیا و همه ما را از این کابوس جهانی نجات بده.
ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست مسافر من ! نیستی تا ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه میکنند ! چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند. منتظرند تا کی بیاید و جهان را از عدل پرکند. کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابانهای تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم. بیا و ببین مردم روز آمدنت چه میکنند؟
روز جمعه ، روز خودت ، روز منتظرانت به سراغ حافظ رفتم تا با فالی دل شکسته و سینهی زخمیام را مرهمی باشم. میدانی چه آمد؟
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور ...
نه؛ غم میخورم؛ غم میخورم بخاطر روزهایی که نبودهای تا لحظات تلخ غم را کنارم باشی. غم میخورم به خاطر روزهایی که به یادت نبودهام و با گناه شب شدهاند. همان روزهایی که در تقویم خاطرهها در منجلاب گناه و زشتی با قلم جهل ثبت کردهام.
بهترین روز تنها روز ظهور توست. کی میآید؟ کی میشود که با قلم عقل و راستی بر صفحه دل حک کنم و با صدای بلند فریاد بزنم و به گوش جهانیان برسانم. « بهترین روز ، روز ظهور مولاست »
با تمام جهل و مستی تصمیم گرفتهام دفترچه رزوگار را با پاک کن مهر و عطوفت پاک کنم و از اول با نام تو روزگار را آغاز کنم. هنوز در نخستین صفحات آن ماندهام و مطلبی برای نوشتن ندارم. تا پایان نوشتن انتظارت میکشم.
دیوانه مسلمانی که در روزهای انتظار هزار بار به دیوانگیاش ایمان میآورد ...
کی رفته ای ز دل ، که تمنا کنم تو را ؟!
کی بوده ای نهفته ، که پیدا کنم تو را ؟!
غیبت نکرده ای ، که شوم طالب حضور
پنهان نگشته ای ، که هویدا کنم تو را
آغاز ولایت یگانه منجی ، محبوب و عزیز دل همه ی عاشقان فرج ، حضرت ولی عصر (عج) مبارک باد.
سلام. همینکه قلم به دست گرفتم ، نسیمی دوان دوان از کوچههای قلبم گذشت. عطر دلنشین یادت همه وجودم را پر کرد.
چند دقیقه پیش داشتم به پروانههایی فکر می کردم که در بین واژههای شعرهایم می چرخیدند. روی بال هر کدام ، خورشیدی طلوع کرده بود. خورشیدهایی که اگر غروب کنند ، بخش زیادی از شهر تاریک می شود.
نه ! یادم نمی رود خورشید بی غروبی که در چشمهایت می درخشد.
امروز ولی برایت می نویسم روزی پنج نوبت ، در مسجد جامع چشمهایت به نماز می ایستم و برای همه عاشقان روی زمین دعا می کنم.
تا یادم نرفته است ، باخبرت کنم که درخت سیب باغچه مان گل داده است.
راستی که چقدر درختها خوبند ! نه خمیازه می کشند که با دیدن شان خوابت بگیرد ، نه هر وقت به سراغ شان می روی آنها را در حال کاری می ببینی. همیشه منتظرند تا از راه که می رسی ، برایت مهربانی تعارف کنند.
حالا هم با همه ارادتم ، به تو عرض می کنم :
انت حبیبی ! ... روحی ! ... عیونی ! ... قلبی ! ...
همین !